نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥٢٢ - در علم بارى تعالى به ماسوايش , و در اقسام قبل و بعد است
من خوف الاعداء وسعى أعدائه فى اخفائها من الحسد و البغضاء و ظهر من فضائله مع ذلك كله ما ملا المشرق والمغرب .
تقدم بطبع مانند تقدم صانع بر صنعت و تقدم يك به دو , و نظائر آنها كه متقدم بدون متأخر موجود است ولى وجود متأخر بدون متقدم محال است . و گاهى تقدم بالذات را تعميم دهند كه شامل بالطبع نيز مى گردد .
تقدم بوضع همان تقدم به ترتيب است و از آن تقدم برتبه نيز تعبير مى كنند . و آن به رتبه حسى و عقلى منقسم مى شود : حسى مانند تقدم صف پيشين بر صف پسين هرگاه مثلا از جهت قبله آغاز كنيم , عقلى مانند تقدم جنس بر نوع هرگاه معانى كليه عامه را مبدأ فرض كنيم . تقدم بالرتبه اعتبارى است هر سمتى را كه متقدم اعتبار كنند مقدم است .
تقدم بذات را تقدم بعليت نيز گويند . و آن تقدم باستحقاق وجود است چون تقدم اراده ازلى بر وجود ماسوايش , كه با وجود معيت زمانى كه و هو معكم و بى هيچ فاصل بر حسب زمان , باز اراده ازلى واجب تعالى بر وجود ماسواه متقدم است كه گوييم : عالم از اراده حق تعالى بوجود آمده است , نه اين كه اراده او بعد از عالم و يا از عالم تحقق يافته است .
و ان شئت قلت : تقدم ذاتى دو فرد دارد يكى تقدم بالعلية كه اولى بدون دومى نمى تواند بود , دوم اين كه اولى بدون دومى ميتواند بود اما دومى بدون اولى نمى تواند بود و اين را تقدم بالطبع گويند . غرض اين است كه در كتب عقليه تقدم بالذات شامل بالعلية و بالطبع هر دو مى شود مثلا شيخ در فصل بيست و سوم نمط اول اشارات گويد : ان الذى يقوم فيقيم متقوم بقوله اما بالزمان او بالذات .
حقير مقالتى در انواع تقدم و تأخر و مع دارد كه فذلكه آن نكته چهاردهم هزار و يك نكته است . در اين مقام مناسب است كه آن را به عنوان مزيد فائدت و بصيرت نقل كنيم .