نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٥٤ - در رؤيت بارى تعالى است
گذشته دانسته شد كه نفس ناطقه مجرد است , مجردى قائم به ذات خود نه چون معانى و مفاهيم كليه ذهنى , هر چند در معانى و مفاهيم نيز تأمل بسزا لازم است كه بحث آن را در كتاب دروس اتحاد عاقل به معقول تحقيق و تقرير كرده ايم .
و نيز دانسته شد كه هر مجرد قائم بذات خود عقل و عاقل و معقول است . حال گوئيم كه چون تعلق نفس از بدن عنصرى گرفته شود , به حكم لقد كنت فى غفلة عن هذا فكشفنا عنك غطاءك فبصرك اليوم حديد ( ق ٢٣ ) تيزبين گردد . بلكه اين معنى براى كاملان در مراقبت و حضور , مرز وقان به مقام شهود , در همين نشأه نيز دست دهد . و به تعبير ثقة الاسلام كلينى قدس سره در كافى در بيان خطبه حضرت و صى اميرالمؤمنين عليه السلام در جوامع توحيد ( ص ١٠٦ج ١ معرب ) : ان القلوب تعرفه بلاتصوير ولااحاطة , كه گاهى در اطوار سير عرفانيشان وحدت بينند و گويند :
چون يك وجود هست و بود واجب و صمد *** از ممكن اين همه سخنان فسانه چيست
و گاهى كثرت بينند و گويند :
اى آسمان واى زمين , اى آفتاب آتشين *** اى ماه و اى استارگان من كيستم من كيستم
و گاهى وحدت در كثرت بينند و گويند :
اسم فراوان و مسمى يكى است *** آب يكى كوزه و جام و سبوست
و گاهى كثرت در وحدت بينند و گويند :
همه يارست و نيست غير از يار *** واحدى جلوه كرد و شد بسيار