نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٢١٨ - در عمل نشائى يعنى روح نباتى انسان است
به اعمال . اين وقد سلطت على هذه الاعمال القوة النباتية .
تشريح قوى
اعضاى انسانى به رئيسه و غير رئيسه منقسم است و آنهايى كه رئيس نيستند يا خادم اعضاى رئيسه اند و يا غير خادم , و غير خادم نيز به مرئوسه و غير مرئوسه منقسم است .
اعضاى رئيسه آنهايى هستند كه مباديند براى قوايى كه آن قوى بان اعضاء در بقاى شخص يا در بقاى نوع محتاجند اما بحسب بقاى شخص سه عضو است يكى قلب كه مبدأ قوه حيوانى است و ديگر دماغ كه مبدأ قوه حس و حركت است و ديگر كبد كه مبدأ قوه ء تغذيه است .
اما بحسب بقاى نوع چهار چيز است كه همان سه چيز است باضافه چهارمى كه انثيين است .
اما خادمه رئيسه مثل اعصاب است براى دماغ , و شرايين براى قلب , و آورده براى كبد , و اوعيه ء منى براى انثيين .
اما اعضاى مرئوسه اعضايى هستند كه قوى از اعضاى رئيسه بسوى آنها جريان دارد چون كليه ها و معده و طحال كه سپرز است و رئه كه شش است .
اما اعضايى كه نه خادمه اند و نه رئيسه و نه مرئوسه آنهايى هستند كه خودشان بقواى غريزه اى اختصاص دارند و از اعضاى رئيسه بسوى آنها قواى ديگرى جارى نميشود چون استخوانها و غضروفها .
و قوى بر سه قسم اند : قسمى قواى طبيعيه كه در كبد است , و قسمى قواى حيوانيه كه در قلب است , و قسمى قواى نفسانيه كه در دماغ است .
اما طبيعيه بخادمه و مخدومه منقسم است . و مخدومه باز بدو قسم است : قسمى در غذا تصرف مى كند براى بقاى شخص و آن قوه غاذيه و ناميه است , و قسمى تصرف در غذا مى كند براى بقاى نوع و آنرا مولده و مصوره گويند .
اما غاذيه قوه ايست كه غذا را بمشابه مغتذى احاله مى كند تا بدل