نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٩٦ - در بيان قرب مكانى و معنوى و قرب به حق است
قرب حق
بيان : فص در قرب حق است كه در نتيجه حق آشكار است و هيچ پوشيدگى وى را نيست . و از تدبر در مطلب اين فص معلوم مى گردد كه قرب و بعد موجودات به لحاظ نسبت وجود آنها با حق سبحانه است و اين قرب و بعد متفرع بر اصالت وجود است و فارابى به اصالت وجود تصريح مى كند كه گويد( و اتصال الوجود لايقتضى قربا أقرب من قربه و كيف و هو مبدأ كل وجود و معطيه) .
در ميان حكماى بزرگ چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام در اين موضوع يعنى اصالت وجود اختلافى نيست و حجت برخى از كسانى كه به اصالت ماهيت دم بر آورده اند داحضه , و رائى فائل و سخت سست است و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت در وصف آن نيت درست است . پاره اى از مطالب در اين باره در رساله دروس اتحاد عاقل به معقول آورده ام بدانجا رجوع شود .
نتيجه اى كه فارابى در آخر اين فص تحصيل كرده است اين كه( : فلاخفاء بالحق الاول) كه بيان لالبس له فهو ظاهر است .
قرب به دو نوع مكانى و معنوى تقسيم شده است , و معنوى نيز به اتصال از قبل وجود و اتصال از قبل ماهيت تقسيم گرديده است . پس قرب بر سه قسم است : قرب مكانى , و قربى كه به معنى اتصال از قبل وجود است , و قربى كه به معنى اتصال از قبل ماهيت .
حق تعالى از قرب به معنى هر يك از طرفين منزه است . بلكه قرب به معنى وسط نيز به يك معنى در حق تعالى صادق نيست , و به معناى ديگر حق وى و فقط در وى محقق است , آنگاه نتيجه گرفته مى شود كه پيداتر از او هيچ نيست .
اتصال از جانب ماهيت آنست كه ماهيتى با ماهيتى هر چه مشاركات بيشتر داشته باشد , بدان مشارك در مشاركات بيشتر اقرب است . پس ماهيات را لذاتها اتصالى و قربى و بعدى با حق صمد سبحانه نمى باشد بلكه اتصال و قرب و بعد آنها به واسطه وجودى است كه واجب بدانها