نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ١٦٠ - در بيان احوال عارف به مقام شهود حق رسيده , مى باشد
لذتى كه در وجدان بعد از فقدان است يدرك و لايوصف .
از دست غيبت تو شكايت نمى كنم *** تا نيست غيبتى ندهد لذتى حضور
گرديگران بعيش و طرب خرمند و شاد *** ما را غم نگار بود مايه سرور
و بداند كه صبر مفتاح فرج است و اگر تلخ است سر انجام ميوه شيرين دهد و در هر حال دست از دامن طلب بر ندارد و اين حكايت و تمثيل را كه جناب عارف بزرگوار شيخ فريد الدين عطار در وادى طلب منطق الطير آورده حلقه گوش خود سازد :
شيخ مهنه بود در قبضى عظيم *** شد بصحرا ديده پر خون دل دو نيم
ديد پيرى روستايى را ز دور *** گاو مى بست و از و مى ريخت نور
شيخ سوى او شد و كردش سلام *** شرح دادش حال قبض خود اتمام
پير چون بشنيد گفت اى بوسعيد *** از فرود فرش تا عرش مجيد
گر كنند اين جمله پر ارزن تمام *** نه بيك كرت بصد كرت مدام
ور بود مرغى كه چيند آشكار *** دانه ارزن پس از سالى هزار
گر ز بعد آنكه با چندين زمان *** مرغ صد باره بپردازد جهان
از درش بويى نيابد جان هنوز *** بو سعيد زود باشد آن هنوز