نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٠١ - در بيان حقيقت ملك , و تمثل او براى انسان , و در بيان وحى است
او غير هما , يفيض عليها العقل الفعال ذلك المعنى كليا غير مفصل ولا منظم دفعة , ثم يفيض عن النفس الى القوة الخيالية فتتخيله مفصلا منظما بعبارة مسموعة منظومة . و يشبه أن يكون الوحى على هذا الوجه فان العقل الفعال لايكون محتاجا الى قوة تخيلية فيه افاضة الوحى على النفس فيخاطب بالفاظ مسموعة مفصلة ( ص ٨٢ ط ١ ) .
آنكه فارابى گفت سفرى ميان دو باطن از دو ظاهر گيرد , مراد از دو باطن يكى باطن مخاطب و ديگر باطن مخاطب است و همچنين دو ظاهر و مراد از سفير تكلم و كتابت و اشارت و مانند آنها است .
آنكه گفت پس موحى اليه بباطن خود بملك متصل ميگردد بحث آن در شرح فص سى و سوم بگذشت .
آنكه فارابى گفت : از دو وجه متأدى ميشود يك وجه اتصال بخود ملك است و مربوط به ادراك قوه قدسيه است . و وجه ديگر بصورت محسوس در آمدن ملك و باصوات مسموعه متمثل گرديدن حقيقت عينى كلام ملكى است .
آنكه فارابى گفت سفيرى ميان دو باطن از دو ظاهر گيرد , مراد اليه را شبه غشوه اى عارض گردد . كلمه شبه بسيار نيكو افتاده است , و سخن براى اهل سخن معلوم است . و بحث و روايات در اختلاف احوال رسول الله هنگام نزول وحى در قبل گفته آمد .
از روايات استفاده ميشود كه حال رسول الله صلى الله عليه و آله در هنگام وحى بى تمثل سنگين تر از حال او در هنگام وحى با تمثل بود و اين معنى براى اهل سلوك واضح است كه چون جذبه هاى بى صورت دست دهد سخت در قلق و اضطراب افتند بخلاف حالتى كه باحصول تمثل است .
علتش اين است كه در تمثل با صورت مألوف و مأنوس عالم شهادت محشور است , بخلاف خلاف آن كه با مجرد بحت است .
و علت ديگر اين كه عالم شهادت نشأه افتراق است , و عالم غيب عالم انفراد , لاجرم وحدت وسلطه با اين است كه جمع است , و آن