نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٣٨٨ - در بيان حقيقت ملك , و تمثل او براى انسان , و در بيان وحى است
نفس او است كه در وعاء ادراك او است كه اگر چنانكه زنده اى را با او در قبرش بگذارند اين زنده هيچيك از آن احوال را نه مى بيند و نه مى شنود زيرا اين قبر ظرف عذاب يا ثواب مرده نيست بلكه ظرف ثواب و عقاب را در قبر خودش مى بيند . و يا اگر مؤمن و كافرى هر دو را در يك قبر بگذارند براى آن قبرش روضة من رياض الجنة است و براى اين قبرش حفرة من حفر النار است چون قبر هر يك جدا است اگر چه هر دو در يك قبرند .
نكته : بدل شدن صورت باطن انسان بصورت حيوانات را كه براهين عقلى و نقلى بر آن قائم است در اصطلاح اهل معرفت تناسخ ملكوتى گويند اين معنى حقيقتى است كه بنام تناسخ است و اصلا تناسخ نيست يعنى با تناسخ باطل كه تعلق روح به بدن ديگر است فقط اشتراك در لفظ دارد اشتباه نشود .
نكته : نفس ناطقه مجرد است چنانكه ببراهين قاطعه مبرهن است و نفس من حيث هى مدرك كليات است و مشاهدات را چه از خارج و چه از داخل كه صور متمثله در لوح حس مشتركند بى آلت حس ادراك نمى كند پس جميع تمثلات نفس به آلت حس ادراك مى شود و اين آلات قواى نفس اند نه اعضاء و جوارح كه محل و موضع قوى اند مثلا قوه سامعه آلت آن است نه طبله گوش و احاديث متظافره متكاثره متواتره در تمثل صفات بعد از انتقال از اين نشأه بصور گوناگون كه از آن بعضى به تجسم اعمال و بعضى بتجسد اعمال تعبير كرده اند و در حقيقت معنى آن تمثل اعمال است از فريقين روايت شده است و برهان هم قائم است كه قوى فروع و شاخه هاى يك شجره طيبه بنام روح انسانى است كه اصلها ثابت و فرعها فى السماء تؤتى اكلها كل حين باذن ربها يعنى النفس فى و حدته كل القوى و فعلها فى فعله قد انطوى .
مولوى محمد حسن در تعليم نهم مقدمة التأويل المحكم فى متشابه فصوص الحكم ( ص ٣٣ ) گويد : واضح باد كه از شيخ اكبر كه