نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥٣٥ - در علم بارى تعالى به ذاتش و به كل , و در اين كه او كل الكل است
صفات اعتبار شود همه در يك وحدت اند پس همه در قدرت و علم او متمثل اند و از اين قدرت و علم حقيقت كل مقرر است پس از آن كل بكسوت مواد در ميايد پس بارى تعالى از جهت صفاتش كل الكل است و احديت ذاتش مشتمل بر آن صفات است .
بيان : فص در علم بارى بذاتش و به كل , و در اين كه او كل الكل است مى باشد . و اين فص نيز چنانكه گفته ايم در تفسير فص دوازدهم است . در ابتداى اين فص سخن ازعلم بارى تعالى بذاتش عنوان مى شود و پس از آن باز در علم بارى بغير .
حكماى مشاء در علم بارى تعالى بذاتش از قاعده هر موجود مجرد قائم بذاتش عقل و عاقل و معقول است پيش آمدند زيرا كه عقل و عاقل و معقول همان علم و عالم و معلوم است و ماده حجاب تعقل است و چون از صورت طبيعت خارجى ماده گرفته شود آن صورت مجرد ازماده عقل است و عقل عاقل خود و معقول خود است و آن صورى كه ابداعا مبراى از ماده اند چون عقول مفارقه نيز عاقل و معقول خود خواهند بود .
فارابى در اوائل مدينه فاضله گويد ( ص ٩ ) : المانع للصورة من أن تكون عقلا و ان تعقل بالفعل هوالمادة التى فيها يوجد الشى , فمتى كان الشى فى وجوده غير محتاج الى مادة كان ذلك الشى بجوهره عقلا بالفعل و تلك حال الاول .
و مرادش از اول حق جل جلاله است و مشاء بسيار از آن تعبير به اول ميكنند و اول يكى از اسماء او است هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن و هو بكل شى عليم ( سوره حديد ٣ ) .
و بهمين منوال شيخ رئيس پس از آنكه در فصل نوزدهم نمط سوم اشارات ثابت كرده است كه هر عاقل معقول است و هر معقول قائم بذاتش عاقل است در فصل بيست و هشتم نمط رابع آن در اثبات علم واجب بذاتش گفته است : الاول معقول الذات قائمها فهو قيوم برى عن العلائق والعهد و المواد و غيرها مما يجعل الذات بحال زائدة