نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٥٦ - در رؤيت بارى تعالى است
همانطور كه در حديث مذكور آمده است اين گونه ادراك حالى از حالات است و اين حال از حيطه قال خارج است :
هر چه گويم عشق را شرح و بيان *** چون به عشق آيم خجل گردم از آن
اكثرى مردم بايد اين حال را در تحت توجه اهل حال بدست آورند تا بر سر لم اعبد ربا لم أره , و امثال آن برسند كه اين مقام غايت قصواى مسير تكاملى نوع انسان و ثمره شجره وجود آنست . اين رؤيت از طريق استدلال فكرى فقط حاصل نمى شود , اين رؤيت همان لقاء الله است كه روزى اوحدى از مردم مى شود , و اكثرى در حجابند كلا انهم عن ربهم يؤمئذ لمحجوبون ( مطففين ١٦ ) .
عاشقى كار شير مردانست *** سخره كودكان معبر نيست
اوفتادن در آتش سوزان *** جز كه در عهده سمندر نيست
اين رؤيت لقاء خاصى است كه رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم در حديث دجال فرمود : ان احد كم لن يرى ربه حتى يموت ( فص محمدى فصوص الحكم ابن عربى , شرح قيصرى بر آن ٤٨٣ ) .
اين رؤيت اختصاص به اين نشأه ندارد , وقف قومى خاص نيست . و به حكم وجوه يؤمئذ ناضرة الى ربها ناظرة , براى يك سلسله از وجوه اين رؤيت و تجلى كه عبارت أخراى لقاء الله است , در قيامت كه كشف غطاء از بصر مى شود , به كمالش مى رسد . و براى بعضى از آحاد به حكم لو كشف الغطاء لما از ددت يقينا تفاوتى پيش نمى آيد .
رؤيت بصرى را از رؤيت و تجلى قلبى تميز بايد داد . وجود غير متناهى را عقول نتواند احاطه كند ولايحيطون به علما تا چه رسد به ابصار . رؤيت را در مادى و مجرد بكار ميبرند , و در ذات و صفت استعمال مى كنند .
صدوق در كتاب توحيد باسنادش از محمد بن فضيل روايت كرده