نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥٠٠ - در بيان قرب مكانى و معنوى و قرب به حق است
ديده اى خواهم سبب سوراخ كن *** تا حجب را بر كند از بيخ و بن
پس در همه جا وجه الله است كه منشأ اثر است فاينما تولوا فثم وجه الله وكل شى هالك الا وجهه وجه هر چيزى آن جهتى است كه با آن مواجه ديگران ميشود و با آن بايشان ظهور و تجلى مى كند پس وجه هر كسى مظهر او است پس هر چيزى بجز مظاهر صفات يا اسماء الهيه را هلاك و بوار از جمله لوازم است . ( رساله تحفة الملوك سيد بحر العلوم ) .
و چون در هر چيز , نخستين حقيقت صورت و فعليت اوست كه همان هويت و وجود اوست , پس پوشيدگى و ناپيدايى مرحق جل و على را نبود .
قوله( : فلاخفاء بالحق الاول من قبل ساتر ملاصق أو مبائن) در دو فص قبل , شرح و تفسير آن را بيان كرده ايم نيازى به تكرار نيست .
اما قرب در وجود : اگر گفته شود اين موجود در وجود اقرب به او از وجود موجود ديگر است , قرب به اين معنى نيز در بارى تعالى صادق نيست . زيرا هر كجا وجود است آن خود شأنى از شئون اوست . و به تمثيل وتنظير دورا دور نمى توان گفت كهاين موج دريا در آب بودن از آن موج در آب بودن , به دريا نزديك تر است اگر چه امواج در عظم و صغر و مظهر آب و دريا بودن متفاوت اند .
پس مطلب اين فص بطور خلاصه اينكه : قرب مكانى در حق تعالى راه ندارد كه موجودى با او از موجود ديگر نزديكتر يا دورتر باشد زيرا كه اين قرب در اجزاى عالم جسمانى است .
و قرب در ماهيت نيز در حق تعالى صحيح نيست كه اين ماهيت بحق نزديكتر از آن ماهيت بحق باشد زيرا كه ماهيت معرف حدود موجودات و جنس و فصل آنها يا بمنزله جنس و فصل آنها است .