نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ١٢٠ - در كمال نفس مطمانه و منتهاى لذت اوست
و روح چون بسيط شد . فتبصر .
قوله : هواللذة القصوى , منتهاى لذت بودن آن بدينجهت است كه توجه و عرفان و ادراك نفس مطمأنه به جواهر عقلى عالى و مادون آنها در سلسله مجردات طولى و عرضى نيز لذت عقلانى است ولى منتهاى لذتش قرب حق اول است .
كسانى كه داراى طبع دنى و همت خسيس اند به لذت حيوانى خومى كنند , و لذتى جز مشتهيات و مدركات حيوانى نمى دانند و نمى شناسند , بى خبر از اين كه :
اگر لذت ترك لذت بدانى *** دگر لذت نفس لذت نخوانى
حتى عباداتشان درازاى مشتهيات حيوانى است كه در حقيقت عبدالبطن و عبدالهوايند نه عبدالله و عبده , و از بهجت و سعادت انسانى و ملائكه و عقول غافل اند .
شيخ رئيس در نمط بهجت و سعادت اشارات و در الهيات شفاء چه خوش گفته است : و يقال له يا مسكين لعل الحال للملائكة و ما فوقها ألذوابهج و أنعم من حال الانعام بل كيف يمكن أن يكون لاحدهما الى الاخر نسبة يعتدبها .
يعنى اى بيچاره ! شايد حال فرشتگان و بالاتر آنان خوش مزه تر و شادمانه تر و نيكوتر از حال چارپايان باشد , بل چگونه ميتوان يكى از اين دو را با ديگرى نسبت بسزايى داد .
تبصره : نفس را مراحل و اطوارى است كه بمناسبت آنها بأسامى خاصى ناميده ميشود , اكنون به نفس مطمأنه تا اندازه اى آشنايى يافته ايم , و در فصوص پس از اين اسامى ديگر آن نيز بيان مى شود , و در فص ٦٢ و ٦٣ نيز مطالبى در پيرامون اين امور عنوان مى گردد .
تبصره : شيخ در اشارات به اقتفاى فارابى در فصوص , تعبير به جلية الحق دارد . و چنانكه در قبل گفته ايم شيخ در مسائل عقليه بسيار