نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٩٥ - در اثبات وجود حق تعالى به برهان ان , و برهان صديقان است
دلى كز معرفت نور و صفا ديد *** زهر چيزى كه ديد اول خدا ديد
حكيم فلسفى چون هست حيران *** نمى بيند ز اشيا غير امكان
ز امكان مى كند اثبات واجب *** از اين حيران شد اندر ذات واجب
گهى از دور دارد سير معكوس *** گهى اندر تسلسل گشته محبوس
همه عالم ز نور اوست پيدا *** كجا او گردد از عالم هويدا
زهى نادان كه او خورشيد تابان *** ز نور شمع جويد در بيابان
تبصره : ابن سينا قدس سره در آخر نمط چهارم اشارات و مولا صدرا رضوان الله تعالى عليه در الهيات اسفار نيز همين آيه كريمه را در برهان صديقين آورده اند ولى جناب شيخ رئيس از مفهوم موجود كه مقسم بحثش قرار داد , پيش آمده است نه از عين خارجى وجود . و طريق صواب اين است كه فارابى و ملاصدرا مشى كردند كه سلوك عرفاء شامخين نيز برهمين نهج است چه وجود عين حقائق خارجيه است و احديت حقيقة الحقائق كه وجود عينى مقابل مفهوم است همه را فرا گرفته حتى مفهوم مقابلش را هم .
و شيخ عارف محيى الدين عربى بيانى ديگر بس لطيف در سنريهم آياتنا فى الافاق و فى انفسهم در اوائل فص نوحى كتاب شريف فصوص الحكم آورده است فراجع .
تبصره : ديگر : بدانكه حق جل و على خود علت تامه ماسوايش , و برهان لم قاطبه موجودات است و علة العلل و مبدأ كل است . او را علتى نيست تا بتوان از علت وى اثبات وجودش كرد پس اطلاق