نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٦٣ - در علم احاطى حق سبحانه است
علم احاطى حق سبحانه
بيان : اين فص در اثبات احاطه علم واجب تعالى به اعيان و هويات جميع موجودات كليه و جزئيه به علم فعلى حضورى است نه انفعالى . يعنى عالم است به علم فعلى حضورى كه همان علم فعلى عنايى حق است نه به علم انفعالى حصولى كه ارتسامى است تا ذات بارى تعالى محل انطباع صور معلومه شود و لازم آيد كه از آنها منفعل گردد و بتغير معلومات زمانى متغير و متبدل گردد و موجب پيدايش كثرت و تغير در ذاتش شود . يعنى ظهور و پيدايى آنها براى بارى تعالى از ناحيه ذوات اشيا نيست بلكه از جانب خود ذات بارى و بواسطه ظهور ذات خود بذات خود است .
نكته عمده در اين مطلب اين ضابطه اصيل و قاعده قويم است كه علم بعلت سبب و مستلزم علم بمعلول است بلكه در اين مقام علم بعلت عين علم بمعلولش است و مراد از علت علت تامه است كه بتعبير ديگر سبب تام و سبب موجب نيز گويند لذا فرمود كلما عرف سببه من حيث يوجبه فقد عرف نفسه .
بعنوان تقريب و تمثيل گوييم : جرم قمر بذاته نورانى نيست و نورش مستفاد از شمس است پس اگر حائلى ميان آن دو قرار گيرد حاجب قمر از استفاده شود و در آن وقت قمر را نور نبود و چون عالم بهيئت و نجوم بقواعد و ضوابطى كه از زيجات در دست دارد حساب كرده است كه در مقابله نيرين در يكى از عقدتين قمر بلاعرض شده است يعنى چون شمس در سطح منطقة البروج قرار گرفته است و با او در طول واحد است كه اگر يك خط و همى قطرى از اقطار ارض را امتداد دهيم بمركز هر سه ميگذرد و هر سه در يك خط مستقيم قرار ميگيرند , علم قطعى بانخساف قمر در آنوقت بخصوص پيدا مى كند حيلوله علت انخساف يعنى وقوع قمر در ظل ارض است .
و چون ذات بارى تعالى علت تامه جميع سلاسل موجودات كليه و جزئيه است يعنى همه بعليت او موجودند و او خود قيوم و قيم همه