نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٣٩ - در معلول غير بودن ماهيت موجوده بطريق بيان تشخيص افراد ماهيت
فص ٥
كل واحد من اشخاص الماهية المشتركة فيها , ليس كونه تلك الماهية هو كونه ذلك الواحد , والا لاستحالت تلك الماهية لغير ذلك الواحد . فاذا ليس كونها ذلك الواحد واجبا لها من ذاتهافهى بسبب , فهى معلولة .
ترجمه : هر يك از اشخاص ماهيتى كه در آن ماهيت شريكند آن ماهيت بودنش همان واحد بودنش نيست , و گرنه محال است كه ماهيت به جز اين فرد صادق باشد . پس اين فرد خاص بودن , واجب ذاتى ماهيت نيست پس اشخاص ماهيت بسببى تشخص يافته اند پس افراد ماهيت معلول علتى مى باشند .
بيان : اين فص نيز در اثبات مطلب فص سابق يعنى معلول غير بودن ماهيت موجوده بطريق بيان تشخيص افراد ماهيت است .
قوله : فهى بسبب فهى معلولة ضمير هى در هر دو جمله ممكن است كه بماهيت راجع باشد چنانكه در فصوص سابقه بماهيت معلوله تعبير ميشد , و ميشود كه باشخاص راجع باشد و نتيجه هر دو وجه يكى است زيرا كه ماهيت معلوله يعنى ماهيت در كسوت افرادش در آمده , و اشخاص معلوله يعنى همان ماهيت متحصل بافراد متشخصه .
و توضيح مطلب اين فص اينكه : افراد يك ماهيت ما به الاشتراكى دارند كه همان ماهيت آنها است كه على السويه بر همه حمل ميشود ,