نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٢٩ - در قلم و لوح و كتاب و قضا و قدر و آسمان و زمين و طبقات ملائكه است
فص ٥٩
كل مالم يكن فكان فله سبب , ولن يكون العدم ( ولن يكون المعدوم خ ) سببا لحصوله فى الوجود .
ترجمه : هر چه نبوده است و بود شده است , و هرگز عدم سبب حصول او در وجود نمى شود .
بيان : اين فص در بعضى از نسخ فصوص نيامده است . اين فص و فص بعدى مقدمه بحث در اختيارند كه در پيش است .
از آنكه گفت : كل مالم يكن فكان , و هم از اسلوب بحث كه در عالم كون و فساد است و در فص بعد بدان تصريح مى شود , بايد گفت كه بحث ناظر به حادث زمانى است كه مسبوق به ماده و مدت است و علاوه بر امكان ذاتى , امكان استعدادى هم دارد . نظير گفتار شيخ رئيس در فصل چهارم نمط پنجم اشارات( : الحادث بعد مالم يكن له قبل لم يكن فيه) نه در حادث ذاتى , و يا ناظر به اعم از حادث ذاتى و زمانى است فتأمل .
بدانكه هر چه حادث شده است وجود و عدم يافتنش ممكن الوجود بوده نه ممتنع بالذات , پس امكان وجودش حاصل بود . و چون وجود و عدم نسبت به ممكن به قطع نظر از وجود علت و عدم علت يكسان است حال يك جانب آن مثلا وجود بر جانب ديگر ترجيح يافت بدون علت و سبب نمى تواند بود زيرا هم ترجح يكى از دو متساوى و هم ترجيح يكى از آن دو بر ديگرى بدون سبب مرجح خارجى