نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٤٩ - در رؤيت بارى تعالى است
چون دين متن صراط مستقيم است كه مسير تكامل انسانى و عين صراط الله و صراط الى الله است هر كه از آن تجاوز كرده است بر خويشتن ستم كرد و از سير تكاملى انسانى و حركت استكمالى الى الله باز ماند و من يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه ( طلاق آيه دوم ) و من يتعد حدود الله فاولئك هم الظالمون ( بقره ٢٢٩ ) و امام بفتواى عقل كسى است كه در متن صراط مستقيم باشد بلكه وجود امام كه انسان كامل است كه خود صراط مستقيم است و عين دين است و خود صراط الله و عاء حقائق قرآن است و اگر كسى در هر برهه اى از زمان خارج از متن اين صراط باشد از مسير دين بدر بود و آنكه بدر بود متعدى از حدود الله بود و متعدى ظالم است و اذا بتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن قال انى جاعلك للناس اماما قال و من ذريتى قال لاينال عهدى الظالمين ( بقره ١٢٥ ) .
عهد خداوند امامت است چنانكه صدر آيه بر آن دلالت دارد پس متعدى از حدود الله كه ظالم است امام نخواهد بود پس امام بايد در تمام مدت عمرش معصوم از تجاوز از حدود الله باشد و اين معنى را صيغه مشتق اسم فاعلى ظالمين نيز بخوبى دلالت دارد .
بايد عذر بخواهيم كه از بحث دور شديم , دخمه اى بود كه از ما فرو ريخت , شقشقة هدرت منى .
آقا على مدرس حكيم در بدايع الحكم ( ص ٤٩ ) پس از بيان رؤيت الله بمعنى حقيقى آن كه بعد از اين بيان خواهيم كرد گفت : فضيحة و فظاعة : بهرى از آن كسان كه با شاعره معروفند و بظاهريين مشهور و خود را بسنت و جماعت نسبت دهند و انتساب بشريعت حقه محمديه را صلى الله عليه و آله و سلم مخصوص بخود دانند و طايفه هاى ديگر كه در اسلامند : سنى باشند يا شيعى امامى باشند يا غير امامى بكفر و زندقه و الحاد نسبت كنند در اين مقصد اسنى و مطلب اعلى كه نور حدقه ارباب توحيد و دين و صفاى حديقه اصحاب تفريد و آيين بود سه فرقه شدند : فرقه اى گويند خداوند تعالى عما يقول