نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ١٥٩ - در بيان احوال عارف به مقام شهود حق رسيده , مى باشد
و از حال كسانى كه در اتصال بحضرت حق استقلال دارند غبطه ميخورد و به اين و آن توسل ميجويد باشد كه دولت از دست رفته را بدست آورد و بزبان حال مترنم است :
سهل مى پنداشتم پيمودن راه وصالت *** بس كتلهايى كه در پيش آمد و شد كار مشكل
گردن من زينت قلاده عشق تو دارد *** من سگ كوى توام از گردنم قلاده مگسل
سيرى در وادى طلب
درباره اينچنين سوخته دل اميد وصول بمراد ميرود كه از اين دوام التهاب و لزوم طلب وعاء علمش كه حقيقت او است ظرفيت و وسعت پيدا كند و چشم سرش قابل ديدار گردد و از محاسبت دقيق و مراقبت كاملش كه كشيك نفس كشيدن است به دولت جاويدان حضور دائم دست يابد
دلا دائم گداى كوى او باش *** بحكم آنكه دولت جاودان به
و به چنين كس بايد گفت خوش باش كه عاقبت بخير است تو را و ان الله لايضيع اجرالمحسنين .
و راهرو بداند كه بزرگان گفته اند كه بطؤ علامت نقس استعداد نيست , زود زود نمى دهند تا كم كم ظرفيت پيدا كند و كسانى زود گرفته اند ولى در همان مقام محدود توقف كرده اند و از نيل بمقامات عاليه باز مانده اند . و البته نا اميدى ندارد و شايد در همين لحظه بعد رسيده است و بگنج مقصود دست يافته است و از حالت قبض نا اميد نباشد كه خداوند باسط اليدين بالرحمة است و اين نقمت فراق مبدل به نعمت وصال ميگردد و اين كلبه احزان روزى گلستان مى شود و