نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٢١١ - در تقسيم روح انسان به عامله و مدركه است
اهل بيت طهارت و عصمت آمده است , و همه منقاد و مسخر فرمان الهى اند و هر يك را فعلى معين و مقامى معلوم است كه از آن سر باز نمى زنند لايعصون الله ما أمر هم و يفعلون ما يؤمرون ( التحريم آيه ٧ ) و ما منا الا له مقام معلوم و انا لنحن الصافون ( سوره صافات آيه ١٦٥ ) .
غرض اينكه نفس ناطقه مجرده انسانيه كه همان حقيقت او است و از آن در پارسى تعبير به من ميشود و در تازى به انا چنانكه به نفس و قلب و تعبيرات ديگر , يك چيز بيش نيست ما جعل الله لرجل من قلبين فى جوفه ( سوره احزاب آيه ٥ ) و بالوجدان و العيان ميدانيم و مى بينيم كه او را هم ادراك است و هم فعل . و در جاى خود مستدل و مبرهن است كه از شى واحد من حيث هو واحد دو امر مختلف صادر نميشود مگر به دو حيثيت پس بايد براى نفس ناطقه دو حيثيت باشد كه از يكى ادراك صورت گيرد , و از ديگرى فعل . لذا قواى روح انسانى به دو قسم قواى عامله و قواى مدركه تقسيم گرديده است .
قواى عامله را به استقراء سه نوع يافته اند : نباتى و حيوانى و انسانى كه روح نباتى و روح حيوانى و روح انسانى گويند , و قواى مدركه را دو نوع يكى حيوانى كه مدرك جزئيات است و ديگر انسانى كه مدرك كليات است . و هر يك بطور تفصيل و مشروح در فصوص آتيه بيان ميشود .
و عبارت فص در نسخه هاى مختلف است : در بعضى بعد از جمله و قسم موكل بالا دراك اين زياده است : و العمل مقصود بالتبع . و در بعضيها بعد از تنقسم الى قسمين عبارت اينچنين است : قسم موكل بالعلم و العمل مقصود بالتبع و قسم موكل بالعمل و العلم مقصود بالتبع . و مختار ما از روى نسخه حيدر آباد دكن هند است . و نسخه نخستين مطابق نسخه شرح شنب غازانى است و نسخه دوم را مرحوم استاد الهى قمشه اى در شرح فصوص در كتاب حكمت الهى آورده است .
شنب غازانى در بيان و العمل مقصود بالتبع گويد : لان المقصود