نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥٦٩
الذى عنه الوجود غير الماهية كه اول سلسله طوليه نزولية و مبدأ المبادى و علة العلل است كان الله ولم يكن معه شى .
و نيز در همان فص ثابت كرده است كه همه موجودات منتهى ميشوند به مبدأى كه هويت محض است و ماهيت مبائن با هويتش در آن مقام متصور نيست بلكه انيت او عين ماهيت است و ماهيت عين انيت . يعنى وجود صرف صمد و بتعبير ديگر بسيط الحقيقة كه حق جل و على آخر سلسله صعوديه و غاية الغايات است ان الى ربك المنتهى , ان الى ربك الرجعى همچنانكه در اول كتاب به اول و آخر افتتاح شد آخر آن نيز به اول و آخر اختتام يافت كه هو الاول والاخر .
و در فص دوازدهم نيز دانسته شد كه واجب الوجود مبدأ كل فيض است يعنى جميع كثرات نورى وجودى از او صادر شده است و نيز در چندين فص ديگر سخن از برخى از صفات واجب الوجود بالذات و آغاز و انجام سلسله طولى و صعودى موجودات بميان آمد كه اين فص را بايد شرح و تفصيل آنها دانست , كيف كان اكنون آنچه سزاوار است بيان اسماى شريف مذكور در اين فص است .
بدانكه اول و آخر دو امر مضاف و متناقض با يكديگرند باين بيان كه اول بچيزى گفته ميشود كه بقياس با آخر بوده باشد چنانكه آخر هم بقياس با اول پس معنى و مفهوم هر يك از آندو بقياس و اضافه با ديگرى متحقق ميشود چون مقدم و مؤخر و قرب و بعد و فوق و تحت و علو و سفل و نظائر آنها . لذا متصور نيست كه يك چيز به اضافه و نسبت به يك چيز ديگر از يك وجه بدون هيچ گونه لحاظ جهات ديگر هم اول باشد و هم آخر , هم قريب باشد و هم بعيد , و هم مقدم باشد و هم مؤخر .
بنابر اين حق جل و على كه اول ماسوا و آخر آنها است بايد به دو لحاظ و دو نظر باشد . به اين بيان كه چون به ترتيب نزولى وجود نظر شود , و به سلسله طولى موجودات مرتبه بحسب نزول لحاظ گردد كه مثلا به تعبير اهل فكرت از علة العلل آغاز مى شود تا به انزل مراحل