روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤٣ - ترجمه
ديه [١]كه بر كنار دريا بود،يعنى احوال مردمان آن ده [٢]كما قال: وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ [٣]،نبينى [٤]كه گفت: إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ ،چون روز شنبه تعدّى مىكردند.مفسّران خلاف كردند در نام آن شهر.عكرمه گفت از عبد اللّه عبّاس كه آن شهر«ايله» [٥]بود از ميان مدين بود و طور.
علىّ بن طلحه گفت از عبد اللّه عبّاس كه:آن شهرى بود ميان مصر و مدين بر كنار دريا،آن را«ايله» [٦]گفتند.ابن زيد گفت:آن ديه [٧]را معىّ [٨]گفتند ميان مدين و عينونا [٩].و زهرىّ گفت:شهر طبريّه بود. إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ ،چون تعدّى كردند در شنبه و از فرمان خداى تعالى تجاوز كردند و ابن نهيك [١٠]در شاذّ خواند:«إذ يعدّون»به ضمّ[يا] [١١]و كسر«عين»و تثقيل«دال»من الاعداد،يعنى چون[٢٠٧-ر]آلت مىساختند [١٢]مىنهادند ماهى گرفتن را [١٣]در روز شنبه [١٤].ابن السّميقع در شاذّ خواند:«فى الأسبات»على الجمع،در روزهاى شنبه.
إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتٰانُهُمْ ،چون آمد به ايشان ماهيانشان.«حيتان» [١٥]جمع حوت باشد و اصل در حوت ماهى بزرگ باشد،آنگه عام شد تا جمله ماهى را«حوت»و «نون»خواندند. يَوْمَ سَبْتِهِمْ ،نصب او بر ظرف است، شُرَّعاً ،أى ظاهرة على الماء، بر سر آب ظاهر.و نصب[او] [١٦]بر حال است[و] [١٧]ضحّاك گفت:شرّعا،أى متتابعة، پياپى. وَ يَوْمَ لاٰ يَسْبِتُونَ لاٰ تَأْتِيهِمْ ،و آن روز كه شنبه نكردندى نيامدندى [١٨]،يقال:
[١] .مج،وز،لت:ده.
[٢] .وز:اين ديه.
[٣] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٨٢.
[٤] .مج،وز،مل،آج،لب،لت:نهبينى.
[٥] .مج،وز،لت:ايكه.
[٦] .مل:ايله.
[٧] .مل:ده.
[٨] .مج،وز،مل،آج،لب:معنى.
[٩] .اساس:عيونا،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١٠] .مج،وز،مل،لت:ابو نهيك.
[١٧] [١٦] [١١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[١٢] .مج،وز،لت:مىبچاردند.
[١٣] .لت+في السّبت.
[١٤] .مج،وز+في السّبت در روز شنبه.
[١٥] .مج،وز،مل،لت:ندارد.
[١٨] .اساس:بيامدندى،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.