روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٢ - ترجمه
أَلاٰ إِنَّمٰا طٰائِرُهُمْ عِنْدَ اللّٰهِ ،أى فالهم و زجرهم و خيرهم و شرّهم و نفعهم و ضرّهم،و خير و شرّ ايشان و نفع و ضرّ ايشان به نزديك خداست.اگر عقل دارندى خير از خداى [١]خواستند[ى] [٢]و استدفاع شر از او كردندى.و بعضى دگر گفتند:«طائر»به معنى نصيب [٣]آمده است و معنى آنكه حظّ و نصيب [٤]ايشان از خير و شرّ به نزديك خداست.أزهري و زجّاج گفتند:مراد به«طائر» عذاب است،يعنى عذاب و عقوبت ايشان كه ايشان آن را به شوم مىدارند به نزديك خداست و لكن بيشتر [٥]ايشان نمىدانند،و حسن بصرى خواند:الا انّما طيرهم،بى«الف»و معنى يكى است،يقال:جرى طيره بخير او بشر،و قال و كذلك الطّير تجري [٦]بسعود او نحوس،و بعضى عرب گفتند:«طير»جمع طائر باشد،مثل تاجر و تجر و راكب و ركب.
آنگه گفت حقتعالى حكايت كرد از ايشان-اعنى قوم فرعون-كه:هرگه [كه] [٧]آيتى آرى به ما و معجزه و دلالتى تا ما را به آن مسحور[١٨٥-پ] و مخدوع كنى و بفريبى،ما به تو ايمان نياريم و تو را باور نداريم،كوفيان گفتند:
مهما«ما[ما] [٨]»بوده است،«ما»ى اوّل«ما»ى مجازات است،و«ما»ى دوم «ما»ى زيادت.«ما»ى اوّل نحو قولهم:ما تصنع اصنع،و«ما»ى دوم چو[ن] [٩]ما در اذما و حيثما و متى ما [١٠]شده كه كلمات شرطاند،و المعنى ما تأتنا به من آية،و بصريان گفتند:اصل او«ما»ى مجازات است،«مه»با او تركيب كردند و معنى «مه»«كف»باشد،معنى آنكه:كفّ عمّا تقول و امتنع فانّه ما تصنع اصنع،و اين اولىتر است براى آنكه كلام با او بر ظاهر است و در او معنى مبالغت است.و «تأتنا»مجزوم است به«مهما»و جواب او«فا»ست.
[١] .مل+عزّ و جلّ.
[٩] [٨] [٧] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٤] [٣] .اساس:نصب،با توجّه به مج،مل تصحيح شد.
[٥] .مج،وز:بيشترينه.
[٦] .مج،وز:يجرى.
[١٠] .متى ما/متيما.