روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٣ - ترجمه
الشّوك لتدلّيه، [١]و ميله الى الارض.و«خفية»سرّ باشد في قول ابن عبّاس و الحسن.ابو على گفت:براى آن گفت تا دعا از ريا دور دارند. [٢]إِنَّهُ لاٰ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ،محبّت خداى بنده را ارادت نفع و ثواب باشد به او،و«اعتدا»تجاوز حدّ باشد.ابو مجلز گفت:مراد آن است كه[١٥٦-پ]دوست ندارد كسانى را كه در دنيا چيزها برون از عرف و عادت خواهند و در آخرت منازل انبيا خواهند.
عطيّة العوفىّ گفت كه [٣]:آنان باشند كه نفرين به ناحق كنند مسلمانان را.
ابن جريج گفت:مراد آواز بلند برداشتن است به دعا.
وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ ،گفت:در زمين فساد مكنيد به شرك و معصيت.
حسن بصرى گفت:به خون ناحق و ظلم كردن. بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ،پس اصلاح خداى تعالى به بعث [٤]انبيا و امر به حلال و نهى از حرام.و هر زمين كه در او طاعت خداى نباشد،آن زمين تباه باشد و خراب باشد.و زمين بصلاح زمينى باشد كه در او عبادت كنند و اهلش طاعت خداى دارند.عطيّه گفت:معنى آن است كه معصيت مكنى [٥]كه پس خداى تعالى به شومى معصيت شما باران از آسمان بازگيرد و زمين تباه و خراب كند.
وَ ادْعُوهُ ،خداى را خوانى [٦]به خوف و طمع،اى خوفا من عقابه و طمعا في رحمته و ثوابه.ربيع گفت:رغبا و رهبا،و گفتند:خوف العاقبة و طمع الرّحمة.
ابن جريج گفت:خوف العدل و طمع الفضل.عطا گفت:خوفا من النّيران و طمعا فى الجنان.ذا النّون [٧]مصرى گفت:خوف الفراق و طمعا فى التّلاق.
إِنَّ رَحْمَتَ اللّٰهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ،رحمت خداى به نيكوكاران نزديك است،از روى نحو«قريبة»مىبايد كه فعيل به معنى فاعل باشد مؤنّث را«تا»در
[١] .وز:التدلية.
[٢] .مل:باشد.
[٣] .مل:ندارد.
[٤] .آج،لب:بعثت.
[٥] .وز،مل،آج:مكنيد.
[٦] .وز،مل:خوانيد،آج:بخوانى.
[٧] .وز،مل،آج،بم:ذو النّون.