روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٨٩ - ترجمه
آدميان در تحريم[به] [١]يك منزلت است-كه:يتيم بىپدر و بىناصر باشد و به جاى رحمت باشد و ازآنجا كه او بىناصر بود طمع به مال او بيشتر بود ناپاكان را،و قوله: إِلاّٰ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ،در او سه قول گفتند:يكى آنكه نگاه بايد داشتن براى او تا او بزرگ شود و بالغ شود آنگه با او دهد.قول دوم مجاهد و ضحّاك و سدّى گفتند:مراد به احسن آن است كه مال ايشان ضايع نگذارد،بل در تجارت و زراعت و عمارت كار برد بر وجهى كه ازآنجا چيزى و نفعى برآيد تا در وجه خرج ايشان شود و سرمايه بر جاى باشد.سيّم [٢]آن است كه ابن زيد گفت:مراد آن است كه كسوت و نفقۀ او بر وجه قصد و ميانه مىدهد دون اسراف و تقصير.
حَتّٰى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ؛تا به اشدّ رسد،اين لفظ بعضى گفتند جمع است،و در واحدش چند قول گفتند:يكى«شدّ»مثل فلس و أفلس،يكى«شدّ»مثل ودّ و اودّ و يكى«شدّه»چون نعمه و انعم،و گفتهاند:جمعى است كه واحد ندارد و مراد غايت برناى و قوّت و شدّت او باشد،و شدّ النّهار معظمه و ارتفاعه،قال عنتره: [٣]
عهدي به شدّ النّهار كانّما
خضب اللّبان و رأسه بالعظم
العظم الوسمة،و اللّيل المظلم ايضا،و قال آخر: [٤]
تطيف به شدّ النّهار ظعينة
طويلة انقاء اليدين سحوق
شعبى و يحيى بن يعمر گفتند [٥]:اشدّ وقت حلم و بلوغ و كمال عقل باشد كه حسنات و سيّئات بر او نويسند،كلبى گفت:از هژده سال تا سى سال،و سدّى گفت:سى سال،و قوله: حَتّٰى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ،«حتّى»غايت نيست در آنكه مال يتيم را تا به آنگه تعرّض نشايد كردن [٦]الّا على احسن الوجوه،بل مال [٧]يتيم و جز يتيم را گرد آن نگشتن و آن را صيانت كردن از تصرّف نا [٨]واجب واجب است در همه
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .مج،وز:سهام.
[٣] .مج،وز+شعر.
[٤] .مج،وز،مل+شعر.
[٥] .مج،وز،لت:گفت.
[٦] .وز:كرد.
[٧] .وز،بم،آف:مال اليتيم.
[٨] .وز،بم،آف:تا.