روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٨ - ترجمه
ابتدأها [١]و نشأ السّحاب اذا ابتدئ ظهورها و انشأها اللّه،و النّشأ و الصّغار من الأولاد كخادم و خدم،قال نصيب [٢]:
و لو لا ان يقال صبا نصيب
لقلت بنفسي النشأ الصغار
و در وزن[١١٥-پ]و اصل ذرّيّه سه قول گفتند:يكى فعليّة من الذّرّ،و دوم فعلية على وزن صديقة من ذرء اللّه الخلق،أى خلقهم،و قول سيوم [٣]:ذرّوؤه على وزن فعّولة [٤]،الّا آن است كه همزه را بدل كردند به«واو»،پس با«يا» گردانيدند،و آنگه«يا»در«يا»ادغام كردند بهمنزله علّيّة من علوت.
إِنَّ مٰا [٥]تُوعَدُونَ لَآتٍ ،آنگه گفت:آنچه شما را به آن وعده [٦]مىكنند آمدنى است و خواهد بودن از بعث و نشور و حساب و كتاب و ترازو و صراط و دوزخ.
و«ما»موصوله است به معنى الّذى،و از حقّ او آن است كه منفصل [٧]نويسند انّ از«ما»تا فرق باشد ميان او و«ماء»كافّه،فى قوله انّما زيد منطلق،و قوله:
«لات»در محلّ رفع است به خبر ابتدا [٨]و براى آن لام بازآمد در خبر او كه«ما» در محلّ رفع است بر [٩]ابتدا و اگر[نه] [١٠]آنستى كه قرينه كه در آيت هست دليل مىكند كه توعدون از ايعاد است از روى لفظ محتمل است وعد او [١١]وعيد را براى آنكه وعد يوعد گويند و اوعد يوعد،و اوّل از وعد باشد و دوم از وعيد.و حسن بصرى گفت:از وعده است،مراد وعده به قيام ساعة.به لفظ وعد صالح باشد خير و شر را،و لفظ وعيد مختص باشد به شرّ،يقال:وعدته خيرا و شرّا، چون وعيد خواهى كه گويى:«اوعدته»بايد گفتن.و جبّايى گفت:مراد وعده
[١] .اساس:ابتداءها،با توجّه به مج،تصحيح شد.
[٢] .مج،وز،مل+شعر.
[٣] .مج،وز:سهام؛آج،لب،بم:سيم.
[٤] .اساس:فعّول،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] .مج،وز،مل:أنّما.
[٦] .مج،وز،مل،بم:وعيد.
[٧] .مج،وز:مفصّل،آج،لب:متّصل.
[٨] .اساس،آف،آن:مبتدا،با توجّه به مج،تصحيح شد.
[٩] .مل:به.
[١٠] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،افزوده شد.
[١١] .مج،وز،مل،لت:را؛بم:وعدا؛آج،لب:و.