روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٤١ - ترجمه
چون عرقى باشد [١]و«انفجار»سيلان باشد.امّا تا جمع كنند ميان ايشان آن است كه عطا گفت:چون موسى-عليه السّلام-عصا بر سنگ زدى،از او مانند عرقى پيدا شدى آنگه زيادت مىگشتى بتدريج تا جويى [٢]آب روان شدى.
قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنٰاسٍ مَشْرَبَهُمْ ،أى كلّ سبط،هر سبط [٣]بشناختى كه مشرب او و چشمه او كدام است تا با ديگرى او را اختلاط و خصومت نبودى،و تفسير مثل اين آيت [٤]در سورة البقرة رفته است. وَ ظَلَّلْنٰا عَلَيْهِمُ الْغَمٰامَ ،ما ابر را سايهبان ايشان كرديم،يعنى در تيه تا ايشان را از گرماى آفتاب آسايش داد.و منّ و سلوى بر ايشان فروفرستاديم -چنان كه ذكر او برفت-و آن هم قصّه تيه است.
كُلُوا مِنْ طَيِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاكُمْ ،أى قلنا لهم،گفتيم ايشان را كه:بخورى [٥]از اين روزيهاى پاك كه ما داديم شما را حلال. وَ مٰا ظَلَمُونٰا ،و ايشان به كفر و ظلم بر ما ظلم نكردند،و لكن بر خود[٢٠٦-پ]ظلم كردند.و«ظلم»در كلام عرب هم نقصان بود هم اسراف،امّا از نقصان قوله تعالى: وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً [٦]، أى لم تنقض.و امّا از اسراف قولهم:ظلم الوادي إذا بلغ الماء موضعا لم يكن بلغه قبل ذلك،قال الشّاعر أنشده الفرّاء: [٧]
يكاد يطلع ظلما ثمّ يمنعه
على الشّواهق فالوادي به شرق
و بر اين قاعده كلمه از اضداد باشد.و بعضى دگر گفتند به دو معنى باشد،به معنى نقصان و وضع الشّىء في غير موضعه،و منه قولهم:أظلم من الحيّة،براى آنكه سوراخ يربوع به ظلم بگيرد،و قولهم:اظلم من الشّيب،محتمل است هم نقصان را و هم وضع الشّىء في غير موضعه را چون با وقت [٨]باشد.
[١] .مج،وز،مل،لت:بود.
[٢] .مج،وز:تا چون.
[٣] .مل:سبطى.
[٤] .مج،وز+و قصه اين،مل+و اين قصه.
[٥] .مج،وز،مل،آج،لب:بخوريد.
[٦] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ٣٣.
[٧] .مج،وز،مل+شعر.
[٨] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٣١٠/٥):بآفت/به آفت.