روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٤ - ترجمه
موسى-عليه السّلام-از آن بزرگتر است كه سؤال محال كند.نبينى كه از او نكو نيايد كه از خداى در خواهد تا اتّخاذ صاحبه و ولد كند يا زن كند و فرزند آرد و بخسبد و ظلم كند!اگر اين محال[بودى] [١]همچنان نيكو نيامدى در عقل و شرع،گوييم از اين چند جواب است.يكى آنكه اين سؤال نه موسى كرد [٢]از تلقاء نفس خود،بل سؤال قوم بود چنان كه قرآن بدان ناطق است،و در اخبار مشروح از جملۀ آيتها كه دليل اين قول است،قوله: يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتٰابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتٰاباً مِنَ السَّمٰاءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسىٰ أَكْبَرَ مِنْ ذٰلِكَ فَقٰالُوا أَرِنَا اللّٰهَ جَهْرَةً [٣].و قوله:و قالوا: لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّٰى نَرَى اللّٰهَ جَهْرَةً [٤]دگر آنكه صاعقه ايشان را گرفت في قوله: فَأَخَذَتْهُمُ الصّٰاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ [٥]،و قوله: فَلَمّٰا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ [٦]،و قوله:
أَ تُهْلِكُنٰا بِمٰا فَعَلَ السُّفَهٰاءُ مِنّٰا [٧] ،اين معنى حوالت با سفيهان كرد و مانند اين بسيار است و چون سؤال قوم باشد به او تمسّكى نبود مخالف را.
اگر گويند اگر سؤال قوم بودى نگفتى: أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ ،و نه جواب او را آمدى لَنْ تَرٰانِي ،گوييم:چنين عادت باشد كه آنكه سفير قومى باشد چون با پادشاهى خطاب كند از خود گويد و اگر شفاعت كند منّت بر خود گيرد و بگويد اين منّت بر من است و تو اين نعمت[١٩٣-ر]با من مىكنى و تو در من نگر و مانند اين الفاظ،براى آنكه ايشان را آنقدر نباشد كه ذكر ايشان كنند و اين ظاهر است.اگر گويند:بر اين قاعده شايد كه مستحيلات خواهد از زبان [٨]قوم چون تجسيم و نزول و صعود و مانند آن [٩]،گوييم از اين دو جواب است:يكى آنكه روا باشد كه خواهد چون داند كه در جواب كه از قبل او-تعالى [١٠]-صادر شود
[١] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٢] .مج،وز+و.
[٥] [٣] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ١٥٣.
[٤] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٥٥.
[٧] [٦] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٥٥.
[٨] .مج:زفان.
[٩] .مج،وز،لت:اين.
[١٠] .مل:خداى تعالى.