روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٢ - ترجمه
الثّعلبيّ آورد در كتاب العرائس فى المجالس و يواقيت التّيجان في قصص القرآن، و من براى آن آوردم كه خبرى غريب است و در او حجّت است ما را:اوّل آنكه او مثبت رؤيت است و آنكه سؤال رؤيت را چندين تهويل و تعظيم نهاد.اىعجب موسى-عليه السّلام-از سر امتحان نه از سر ايمان،نه از قبل خود بل از زبان آن گروه نادان سؤال رؤيت كرد،جواب به نصّ قرآن: لَنْ تَرٰانِي آمد،و حال بر اين جمله كه شرح رفت.و موسى بىهوش [١]بيفتاد از اهوال و كوه بر جاى نماند تا سفيان گفت: جَعَلَهُ دَكًّا .حقتعالى كوه پاره پاره كرد و از جاى برداشت و در دريا انداخت،هنوز فرومىشود تا به روز قيامت خواهد شد[ن] [٢]و آن جماعت مقترحان به صاعقه بسوختند،ندانم تا آنجا كه ديدار حقيقى باشد كه [٣]بيند و كه تواند و كه بماند،يا نيز پس از اينهمه كه زهره دارد كه اين سخن بر زبان راند؟ أى سبحان اللّه!انديشه نكنى كه تسبيح فرشتگان آسمانها در چنين حال نه دليل تنزيه و تقديس او كند،ازآنكه چشم بينندگان او را دريابد و به او [٤]برسد!و اگر گويى:آن [٥]در خبر است،گويم [٦]:در خبر تو است از اثر تو است در دفتر تو است،تسبيح موسى در قرآن است[١٩٢-پ]،بارى سُبْحٰانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ ، اين تنزيه به چه درخور است آنجا [٧]؟ يعنى زن ندارى و فرزند نگيرى و با كس نمانى و ظلم نكنى،آنجا [٨]اين لايق نيست،معنى جز اين نباشد تا سخن متناسب شود كه[تو] [٩]منزّهى ازآنكه چشم بينندگان و ادراك مدركان و حاسّه بصر و ديدار ديدۀ سر به تو رسد.انت كما اثنيت على نفسك في كتابك المنزل على نبيّك المرسل سيّد الاخيار و إمام الابرار محمّد المختار،لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار [١٠]،هم در اين كتاب آورد.
[١] .مل+شد و.
[٩] [٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٣] .اساس:كى،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٤] .مل:و در او.
[٥] .مل:اين.
[٦] .آج،آف،آن:گوييم.
[٨] [٧] .مج،وز،مل:اين.
[١٠] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٠٣.