روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٧٤ - ترجمه
خليفتى به جاى خود مىنشاند [١]و مىگويد خليفه من باش در قوم [٢]،و او را وصايت مىكند بالاصلاح و ترك الافساد.رسول ما-صلّى اللّه عليه و آله-از دار دنيا رخت به جوار ايزدى برد بكلّى چنان كه دانست كه رجوعش نخواهد بود[ن] [٣]با دنيا خليفتى فرانداشت [٤]بر امّت و وصايتى نكرد او را!اينت سرسرى كارى كه كار نبوّت و شريعت[او] [٥]بود.
امّا وصايت او هارون را بقوله: وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ،با آنكه دانست كه او جز آن نكند،چنان بود كه در مثل گفتند:ارسل حكيما و لا توصه [٦]، رسولى حكيم فرست [٧]و وصيّتش مكن [٨].دگر آنكه:آنچه تكليف او بود اين [٩]بود كه اين بگويد و هارون بشنود،و اگرچه ناگفته همان بودى لعصمته تا ثواب باشد هر دو را كقوله تعالى:قال [١٠]رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ .و ابو على گفت:اين نوبت كه موسى-عليه السّلام-رفت آن هفتاد مرد بودند كه ايشان را موسى برگزيده بود تا كلام خدا بشنوند و جواب سؤال رؤيت.
قوله: وَ لَمّٰا جٰاءَ مُوسىٰ لِمِيقٰاتِنٰا ،حقتعالى در اين آيت حكايت [١١]آن كرد كه:موسى-عليه السّلام-به ميقات خداى رفت با آن هفتاد مرد گزيده.در تفسير است كه:چون خداى تعالى فرعون را غرقه كرد،موسى را وعده داده بود كه او را كتابى دهد تا حجّتى باشد ايشان را و شرفى و ذكرى در ميان ايشان و اعقاب ايشان.
چون وقت آمد قوم تقاضا كردند،خداى تعالى اين [١٢]تورات به موسى فرستاد.
[١] .لت:بمىنشاند.
[٢] .مج،وز،لب،لت:قومم.
[٥] [٣] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٤] .مج،وز،لت:فرونداشت.
[٦] .مج،وز،مل:و اوصيه،بم،آف،آن:و لا توصيه.
[٧] .مج،وز،مل،لت:با آنكه رسولى حكيم فرستى.
[٨] .مج،وز،مل:كن.
[٩] .مل:آن.
[١٠] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ١١٢.در اساس:قل،و لكن طبق قرائت مشور«قال»در متن آمد.
[١١] .مل:بيان.
[١٢] .مج،وز،مل:ندارد.