روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٨ - ترجمه
[و آن جمع ضفدع باشد.حيوانى معروف است كه در آب [١]بانگ دارد] [٢]و آن را به پارسى بزغ گويند.همه سراى و خانه و جاى ايشان از آن پر شد،در طعام و شراب هيچچيز را دست بر ننهادند و الّا در آنجا ضفدع [٣]بود،در خان [٤]و سفره و كوزۀ آب و هر اناء كه در او چيزى بود يا نبود تا چنان مسلّط شد كه يكى از ايشان چون حديث كردى يكى از آن ضفادع بجستى و در دهنش شدى،و چون ديگ پختندى ديگ از آن پر شدى.چون مرد بخفتى چندان از آن بر اندام و پشت و پهلوى او جمع بودى كه اگر خواستى كه از اين پهلو برآن پهلو گردد نتوانستى،و اگر كاسۀ خوردى [٥]در پيش نهادى و اگر آرد سرشتى يا ديگ پختى از آن پر شدى.
عبد اللّه عبّاس گفتى:ضفدع،بيابانى بود،به حسن طاعت ايشان خداى را در آل فرعون.[خداى تعالى] [٦]آن را آبى كرد و با آب الف داد.چون حال چنين بود به رنج عظيم افتادند و دگرباره به فرياد [٧]پيش موسى آمدند و بگريستند و جزع كردند و سوگندان مغلّظ [٨]ياد كردند كه اين نوبت خلاف نكنيم.موسى-عليه السّلام-دعا كرد و خداى تعالى كشف كرد پس ازآنكه يك هفته در آن بودند از شنبه تا شنبه، يك ماه ديگر بر آمد و ايشان از آن كافرتر و طاغىتر بودند [٩]،خداى تعالى خون بر ايشان گماشت [١٠]تا آب رود نيل و جملۀ آبهايشان [١١]خون شد خون صرف و جملۀ [١٢]آب چاهها خون شد خونى تازۀ [١٣]سرخ.
به فرعون آمدند و گفتند:ما را از اين نوبت محنت عظيمتر است،ما را
[١] .وز،لت+باشد و از آب.
[٦] [٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج،لت افزوده شد.
[٣] .مج،وز،مل،لت:ضفادع.
[٤] .مج،وز،مل:خوان.
[٥] .مج،وز:خوردنى.
[٧] .مج،وز+آمدند و.
[٨] .مج،وز،مل،لب،لت،آن:مغلّظ.
[٩] .آج،لب:شدند.
[١٠] .مل:بگماشت.
[١١] .مج،وز،مل،آج،لب،آف،لت،آن:آبهاى ايشان.
[١٢] .مل:و همۀ.
[١٣] .مل+تازه و.