روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٧ - ترجمه
و در طعام و شراب ايشان مىافتادند،و هرچه بنهادندى كه با سر آن[١٨٦-پ] شدندى پر شده بودى [١]از قمّل.باستادند [٢]و ميان سراها [٣]ستونها بركشيدند و به گچ و به صاروج [٤]بكردند و طعام و شراب بر بالاى آن نهادند كه به وقت حاجت فروگرفتندى پرقمّل [٥]شده بودى.
قتاده گفت:«قمّل»شپشۀ گندم [٦]بود،در گندم ايشان فتاد مغز آن بخوردى و بپرداختى،بيامدى و در ايشان فتادى و در طعام ايشان،تا يكى از ايشان ده جريب گندم [٧]به آسيا و [٨]بردى كه [٩]سه قفيز بازآوردى.و آنگه در ايشان و اندام و جامۀ ايشان افتاد و ايشان را مىگزيد و ايذا مىكرد تا هر موى كه بر سر و اندام ايشان بود بخورد و ابروها [١٠]و مژۀ چشمشان [١١]نماند و خواب و قرار از ايشان بازداشت.بيامدند و فرياد خواستند از موسى و ضجّه [١٢]و فزع كردند و سوگند[ان] [١٣]گران خوردند كه ازاينپس عهد تباه نكنيم و ايمان آريم و بنى اسرائيل را دست بداريم [١٤]و مراد تو حاصل كنيم.
موسى-عليه السّلام- دگرباره دعا كرد.خداى تعالى آفت قمّل از ايشان برداشت [١٥].پس ازآنكه به هفت روز بمانده بود بر ايشان از شنبه تا شنبه،چون بلا از ايشان دور شد،گفتند:ما هرگز[از] [١٦]اين جادوتر آدمى نديديم [١٧]،سنگ و ريگ و چوب با حيوان مىكند!به عزّت فرعون كه ما به او هرگز ايمان نياريم.
خداى تعالى ايشان را يك ماه ديگر فروگذاشت،آنگه ضفادع بر ايشان گماشت
[١] .مج:پر شده بودندى.
[٢] .مج،وز،مل:بايستادند.
[٣] .مج،وز:سراى.
[٤] .مج،وز،مل:به صهروح،بگرفتند.
[٥] .مج،وز:برآن،مل،لت:پر از.
[٦] .مج،وز:سبشۀ گندم.
[٧] .وز:چرب گندم.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز بم:آسيا.
[٩] .مج،وز،مل،لت:برده بودى كه.
[١٠] .مج،وز،مل،لت:ابروهاشان.
[١١] .مج،وز،مل،لت:چشمهاشان،آج،لب:چشمانشان.
[١٢] .مج:صيحه،بم،آف:جزع.
[١٦] [١٣] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[١٤] .آج،لب:دوست از بنى اسرائيل بداريم.
[١٥] .آن،لت:بازداشت.
[١٧] .آج،لب:گفتند اى جادو هرگز ما تو را نمىديديم.