روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣٤ - ترجمه
قلب اعيان توانند كردن و حبال و عصىّ با ماران كردن،چه اگر برآن [١]قادر بودندى كوههاى زمين بازر كردندى،و فرعون را با سگى كردندى[و ملك او به دست گرفتندى] [٢]،حاجت نبودى ايشان را به آنچه گفتندى: إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً ،مزدى و محقّرى بخواستندى از او.
چون سحره بيامدند و در مقابله [٣]موسى بايستادند،موسى-عليه السّلام- ايشان را دعوت كرد و با خداى خواند،و از خداى سخن گفت و از مآل و مرجع و ثواب و عقاب.ايشان با يكديگر نگريدند و گفتند:سخن اين مرد به سخن ساحران نماند.و آن روز زينت بود كه موعد ايشان بود،و آن عيدى و موسمى بود ايشان را.عبد اللّه عبّاس گفت:اوّل روز بود از سال روز نوروز و اوّل هفته روز شنبه.ابن زيد گفت:اين مجمع ايشان را به اسكندريّه بود چون موسى عصا بينداخت اژدها شد،دنبال او تا سحره برسيد-و از ميان اين دو جاى مسافتى بعيد است.چون سحره آن عدد كه بودند جمع شدند و [٤]فرعون و لشكر به صحرا آمدند [٥]و خلايق عالم از جوانب برآن ميعاد جمع شدند.موسى-عليه السّلام- مىآمد تنها،با او جز هارون-عليه السّلام-نبود.در برابر ايشان بايستاد و بر عصا تكيه كرد.موسى-عليه السّلام-ايشان را در وعظ گرفت و گفت: وَيْلَكُمْ لاٰ تَفْتَرُوا عَلَى اللّٰهِ كَذِباً [٦]،بر خداى دروغ فرامبافى [٧]كه پس بيخ شما بكند به عذاب،و دروغزن خايب و نوميد بود.
ايشان گفتند:اين نه سخن جادوان است و از آنگه [٨]دو قول شدند،و ذلك [١٨١-پ]قوله: فَتَنٰازَعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْوىٰ [٩].آنگه آنچه داشتند از
[١] .مج،وز،مل:اين.
[٢] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٣] .وز،مل،لت:مقابل.
[٤] .وز،مل:ندارد.
[٥] .اساس:آمدن،با توجه به وز،مل تصحيح شد.
[٦] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٦١.
[٧] .اساس،بم:فرامىبافى،با توجه به بم،لت تصحيح شد،وز:فرومبافيد.
[٨] .مل:آنگاه.
[٩] .سورۀ طه(٢٠)آيۀ ٦٢.