روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٤ - ترجمه
بعضى دگر گفتند:«عصا»مشتق نيست از عصيان،براى آنكه«الف» [او] [١]منقلب است از«واو»،و«الف»اين منقلب است از«يا»،يقال:عصى يعصي عصيانا و معصية،و يقال:عصا و عصوان و عصوته بالعصا،قال الشّاعر [٢]:
فجاءت بنسج العنكبوت كانّه
على عصويها سابريّ مشبرق
و اصل«إلقاء»من اللّقاء باشد به معنى اتّصال،و«الف»ازالت را بود و المعنى ازال الاتّصال الّذى بين ذلك الملقى و بين يديه[١٧٩-ر].و از وجوه افعل يكى ازالت باشد،كقولهم:اعجمت الكتاب ازلت عجمته و عربت معدته اذا فسدت و اعربتها اصلحتها،أى ازلت فسادها. فَإِذٰا هِيَ ،اين را«اذا»ى مفاجات گويند، كقولهم:فتحت الباب فاذا زيد بالباب،و دخلت على فلان فاذا زيد عنده.و در قرآن از اين بسيار است.و«ثعبان»مار بزرگ باشد.فرّاء گفت:مارى بزرگ نر باشد،و اصل او من ثعبت الماء اثعبه اذا فجّرته و انثعب الماء أى انفجر،و المثعب موضع انفجار الماء.و ناودان را براى آن [٣]مثعب خوانند كه آلت انفجار آب بود،و براى آنش ثعبان خوانند كه بهمانند سيلاب [٤]رود،قال الشّاعر [٥]:
على نهج كثعبان العرين
و«مبين»،بيّن ظاهر من ابان الشّىء اذا تبيّن و ظهر،يعنى بر حقيقت اژدها شد [٦]ظاهر كه مىديدند و در او شبهتى نبود.وهب گفت:چون فرعون موسى را گفت بيار تا چه حجّت دارى،او عصا از دست بينداخت در حال اژدهايى شد عظيم.
عبد اللّه عبّاس و سدّى گفتند:اژدهاى بزرگ نر موى ناك و دهن بازكرده [٧]و يك زفر بر زير كوشك فرعون نهاده،و دگر زفر بر بالاى كوشك [٨].خواست تا كوشك را با هركه در اوست فروبرد.آنگه آهنگ فرعون كرد.فرعون بگريخت و
[١] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .مج،وز،مل+شعر.
[٣] .مج،وز،مل:اين.
[٤] .مج،وز:سيل آب.
[٥] .مج،وز+شعر.
[٦] .مج:اژدهايى شد.
[٧] .مج،وز،مل:بركرد.
[٨] .مج،وز،مل:شرف.