روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢١ - ترجمه
سعال و مخاطى و چيزى نبودى،و اگر بودى بر مردم پوشيده داشتى.و بيشتر طعام او موز بودى تا ثفلى [١]نباشد آن را.و او دعوى خدايى كرد،و آن جماعت به او ايمان آوردند.موسى و هارون را-عليهما السّلام-خداى به ايشان فرستاد، بيامدند و بر در سراى فرعون مدّتى مقام كردند.ايشان را راه ندادند به فرعون براى آنكه مردمانى [٢]درويش [٣]و خلق جامه و رثّ الهيئة [٤]بودند.
در خبر است كه:موسى-عليه السّلام-جامه [٥]پشمين داشت از پلاس و كلاهى [٦]پشمين و رسنى در ميان بسته بودى و نعلينى در پاى كرده و عصا به دست گرفته،و هارون همچنين.تا يك روز مسخرهاى بود فرعون را و كس پيش فرعون حديث ايشان نيارست كردن و گفتن كه:دو مرد به اين صفت دعوى پيغامبرى مىكنند.اين مسخره روزى در ميان حديث گفت:[اين حديث] [٧]هزار بار از آن [٨]منكرتر و ناراستتر است كه دو مرد گدا [٩]بيامدهاند بر در اين سراى،مدّتى است كه مىگردند و مىگويند:ما پيغامبرانيم [١٠]،خداى ما را به فرعون و قومش فرستاده است تا به ما ايمان آرند و تبع ما باشند.فرعون گفت:اين چه حديث است كه تو مىگويى،و [١١]بجدّ مىگويى يا به هزل؟گفت:هزل چه باشد!حقيقت است،و اين ساعت كه در آمدم [١٢]بر در سراى بودند [١٣]،مرا گفتند:بگوى فرعون را كه ما رسولان [١٤]خداييم به تو،راه ده ما را به خود.
فرعون چون اين بشنيد،بترسيد و گونۀ رويش [١٥]بگشت [١٦]و گفت:در آرى [١٧]
[١] .مج،وز،مل،آن:ثقل.
[٢] .لب:مردمان.
[٣] .بم،آف:دروش.
[٤] .اساس:الهيبة،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] .وز،مل،لت:جامۀ/جامهاى.
[٦] .لب:كلاه.
[٧] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١١] [٨] .مج،وز،لت:ندارد.
[٩] .مج:دو گدا مرد.
[١٠] .مج،وز،مل،لت:ما پيغامبران خداييم.
[١٢] .اساس+و،با توجّه به مج،وز زايد مىنمايد.
[١٣] .اساس:بودم،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١٤] .مج،وز:رسول.
[١٥] .مج:رنگش.
[١٦] .لب:زرد شد.
[١٧] .مج،وز،مل،لب،آف:در آريد.