روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٨ - ترجمه
باشيم اگر با دين شما آييم پس ازآنكه خداى ما را[از آن] [١]برهانيد.و اصل كلمه از«فريه» [٢]باشد،و آن قطع باشد.و وجه دروغ بر خداى [٣]ازآنجاست كه اگر با ملّت ايشان شوند بايد گفتن كه اين حلال حرام است و آن حرام حلال.
آنگه نسبت بايد كردن با خداى تعالى،و اين دروغ بر خداى [٤]باشد-و«ملّت» دينى باشد كه قومى بر او مجتمع شوند و بر او عمل كنند،و اصل او تكرار باشد من قولهم:طريق مليل اذا تكرّر سلوكه فملّ،و منه الملال،و منه الملال،و الملّة الرّماد الحارّ، و منه المليلة للحمّى الحارّة،و الملّة لتكرار العمل فيها،و قوله: بَعْدَ إِذْ نَجّٰانَا اللّٰهُ مِنْهٰا ،پس ازآنكه [١٧٣-ر]خداى ما را از آن برهانيد باقامة الدّليل و الحجج،به آنكه نصب ادلّه كرد بر بطلان آن. وَ مٰا يَكُونُ لَنٰا أَنْ نَعُودَ فِيهٰا ،و ما را نباشد كه با آن [٥]دين آييم الّا كه خداى ما خواهد.
اگر گويند:نه آن آيت [٦]دليل صحّت قول مجبّره مىكند كه ايشان گفتند:
كفر و ايمان به مشيّت خداى [٧]باشد و اگر نه چنين بودى،شعيب-عليه السّلام- شدن به ملّت ايشان كه كفر بود به مشيّت خداى تعالى [٨]باز نبستى؟گوييم از اين چند جواب است:يكى آنكه مراد به«ملّت»عبادات شرعى است در آيت دون اصولى [٩]كه صحّت و فساد [١٠]آن به ادلّۀ عقل دانند،و شرعيّات شايد كه عبادت به او مختلف شود به نسخ و تخصيص،براى آنكه آن تابع مصالح بود و مصلحت به اوقات و اشخاص مختلف شود.و معنى آيت بر اين تأويل آن باشد كه:ما را نبود كه با شرعى آييم كه خداى تعالى آن از ما [١١]منسوخ بكرده است،مگر كه خداى [١٢]
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .مج،وز،مل،لت:فرى.
[١٢] [٤] [٣] .مل+تعالى.
[٥] .مل:به اين.
[٦] .مج،وز،مل:نه اين آيت.
[٧] .مج،وز،مل+تعالى.
[٨] .اساس،بم،آف،آن:مشيّت ايشان،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٩] .آج،لب،آف،آن:اصول.
[١٠] .آج،لب:و ثبات.
[١١] .مل:آن را.