روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٨ - ترجمه
جاى فاعل منصوب بر حال،كقولهم:اتانا ركضا اى ركضا [١]،و قوله: قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُكُمْ غَوْراً ، [٢]اى غائرا.و روا باشد كه در جاى مفعول باشد[نشرا] [٣]، اى منشورة محياة،و شايد كه نصب او خود بر مصدر بود لا من لفظ الفعل و عامل در او ارسل باشد.من باب قولهم:اعجبنى حبّا شديدا.و قوله: صُنْعَ اللّٰهِ [٤]، براى آنكه ارسل در او معنى نشر باشد.امّا قرائت عاصم،«بشرا»جمع بشير باشد،و فعل جمع فعيل و فعال و فعول باشد ككتاب و كتب و رسول و رسل و نذير و نذر.حقتعالى [٥]اين آيت را عطف كرد به«واو»نسق بر آيت اوّل،و از جملۀ نعمتهاى خود بر بندگانش مضاف با دگر نعمتها كه در آيات اوّل رفت من قوله:
خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَيْنَهُمٰا فِي سِتَّةِ أَيّٰامٍ ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ - [٦]الآية، بر شمرد كه او آن خداست كه بفرستاد بادها را پراكنده يا زنده كرده يا زندهكننده يا افلاخته [٧]يا بشارتدهنده بر اين اختلاف معانى از اختلاف قراءات.رمّانى گفت:
ارسال اطلاق باشد لتحميل معنى،كسى را فرستادن [٨]براى كارى،من قولهم:
ارسلت رسولا اى حمّلته رسالة،چون خداى تعالى بادها بفرستاد محتمل بشارت به باران،او را تشبيه كرد به رسولى كه او را پيغامى داده باشند [٩]تا بگزاد.و اصل «نشر»خلاف«طىّ»باشد منه نشر الموتى احياهم،براى آنكه تا مرده باشند چون پيخته باشند [١٠]،چون زنده شوند افلاخته [١١]شوند.و منه نشر الخشب بالمنشار، براى آنكه چوب تا درست [١٢]باشد به نامه و جامۀ در پيخته [١٣]ماند و چون به منشار
[١] .اساس،بم،لت،آن:ركضا و راكضا،با توجه به مج،تصحيح شد.
[٢] .سورۀ ملك(٦٧)آيۀ ٣٠.
[٣] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٤] .سورۀ نمل(٢٧)آيۀ ٨٨.
[٥] .مل+سبحانه و.
[٦] .سورۀ سجده(٣٢)آيۀ ٤.
[٧] .مل،آج:افراخته.
[٨] .اساس،آج،بم،لت:فرستادند،با توجه به مج تصحيح شد.
[٩] .مل:باشد.
[١٠] .آج:پيچيده باشند.
[١١] .مج،وز،مل،آج،افراخته.
[١٢] .وز:چون نادرست.
[١٣] .آج:در پيچيده.