روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٨ - ترجمه
ايمان آوردندى و توبه كردندى و تمنّاى رجوع با دنيا نكردندى. [١]ابو على گفت:معنى آنكه خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ،آن است كه منع كنند ايشان را از انتفاع به خويشتن و آنكه چنين باشد ممنوع بود ازآنكه به خود انتفاع برگيرد او تن و جان خود زيان كرده بود.
قوله: إِنَّ رَبَّكُمُ اللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ ،خداى تعالى در اين آيت تذكير كرد خلق را بعضى نعمتهاى او بر ايشان و تنبيه كرد ايشان را برآن.گفت: إِنَّ رَبَّكُمُ اللّٰهُ ،خداى شما آن خداست كه بيافريد آسمانها و زمين را در شش روز.مجاهد گفت:آن شش روز اوّلش يكشنبه بود تا پنج شنبه چون آدينه بود خداى تعالى خلق آسمان و زمين را جمع كرده بود،لذلك سمّي جمعة.و آن به شش روز آفريد با آنكه توانست كه به يك لمحه بيافريند،در او چند قول گفتند:سعيد جبير گفت:تا خلقان را تأنّى بياموزد در كارها و رفق و تثبّت.بعضى دگر گفتند:تدبير انشاء حوادث در ساعات و اوقات چيزى از پى چيزى [٢]براى آن كرد تا دليل بود بر آنكه فاعلش عالم است و مدبّر و مصرّف [٣]بر مشيّت و ارادت خود.ابو على گفت:
براى اعتبار فرشتگان كرد تا ايشان را لطف باشد چون چيزى از پس چيزى همىبينند كه در وجود مىآيد.رمّانى گفت براى آنكه دانست كه در ان اخبار به اين لطف باشد جماعتى مكلّفان را و اين خبر صدق نبود تا [٤]مخبر چون خبر نبود. ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ ،در او اقوال متفاوت[١٥٥-پ]متقارب المعنى گفتند در فساد،چون صعد و استقرّ [٥].و اين از صفات اجسام باشد-تعالى عن ذلك علوّا كبيرا.آنچه تفسير درست است دو قول است:يكى اقبل على خلقه و عمد، كقوله تعالى: ثُمَّ اسْتَوىٰ إِلَى السَّمٰاءِ وَ هِيَ دُخٰانٌ [٦]،اى عمد و قصد.امّا آنكه به «على»تعديه فرمود در اين معنى«اقبل»بهتر باشد براى آنكه لا يقال عمد عليه،
[١] .وز+و.
[٢] .مل،از پس چيزى.
[٣] .آج،لب:متصرّف.
[٤] .مل:با.
[٥] .اساس،لب،بم،آف،آن:صعدوا و استقرّوا،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٦] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ١١.