روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٥ - ترجمه
قدرت و آلت تكليف كرده است،چه يكى از ما چون رجوع كند با خود داند كه او را قدرت بيش از آن است.و آلت[و] [١]تمكين كه در شبانه روزى هبده ركعت [٢]نماز كند،بل بيش از هفتاد و هفتصد [٣]است،و لكن خداى تعالى به كرم و فضل خود كلّف يسيرا [٤]و لم يلزم عسيرا و اعطى على القليل كثيرا،عجب ازآنكه او تكليف ما لا يطاق روا مىدارد و خداى تعالى تكليف ما لا يطاق هم روا نمىدارد الّا [٥]دون ما يطاق اگر به حسب آلت و قدرت تكليف كردى عدل كرده بودى، چون تكليف كمتر از آلت كرد فضل كرده باشد،آن خدايى كه روا ندارد كه در تكليف عدل كند كى روا دارد كه ظلم كند.
و بعضى گفتند:حدّ تكليف ارادت چيزى باشد كه در او كلفت و مشقّت بودى [٦]با اعلام،و گفتهاند:اعلام [٧]بود مكلّف را آنچه در او كلفت و مشقّت بود با ارادت،و گفتهاند:الزام بود مكلّف را آنچه او را در آن كلفت و مشقّت بود.و رمّاني گفت:تحميل بود بر مكلّف آنچه او را در آن مشقّت باشد [٨]،يقال:كلّفته [٩]الامر فتكلّف،و گفتهاند:«وسع»طاقت باشد،و گفتهاند:دون طاقت باشد.و در موضع او دو قول گفتند:بعضى گفتند موضعى ندارد از اعراب براى آنكه حشوى است معترض بين الكلام،أعني بين المبتدا و الخبر-چنان كه گفتيم.و قولى دگر آن است كه:در جاى خبر ابتداست و محلّ او رفع است،و لكن ضميرى كه بايد تا [١٠]عايد بود با مبتدا از او بيفگند لعلم المخاطب به،و التّقدير:
(و الذين آمنوا و عملوا الصالحات لا نكلف [١١]نفسا منهم الا وسعها و لا من
[١] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .كذا:در اساس و بم،ديگر نسخه بدلها:هفده ركعت.
[٣] .مج،وز،مل،آج،لب:هفصد.
[٤] .اساس:تسيرا،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٥] .مج،وز،لت:و الا.
[٦] .مج،وز،مل،آج،لب،لت:بود.
[٧] .آج،بم:الزام.
[٨] .مج،وز+و.
[٩] .وز،بم:كلفة.
[١٠] .مج،وز:با.
[١١] .اساس،مل،آج،لب،بم،آف،آن:يكلف،وز:تكلف،با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.