روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٠ - ترجمه
نكنيم،و اگر نخواستى ما نكرديمى [١].و مشركان گفتند:اگر خداى نفرمودى ما نكرديمى [٢]،و امر بىارادت آمر نباشد پس در اين باب امر و ارادت يكى باشد، نبينى كه فرق نباشد ميان آنكه كسى غلامش را گويد:افعل كذا،و ميان آنكه گويد:اريد منك ان تفعل كذا،كه مقتضى هر دو لفظ ايقاع [٣]و ايجاد فعل است، حقتعالى گفت بگو اى محمّد: إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ ،خداى تعالى كار زشت نفرمايد و چنان كه نفرمايد نكند و نخواهد،چه فرق نباشد ميان آنكه خواهد و ميان آنكه فرمايد،چون گفت:نفرمايم،دليل آن كند كه نخواهد،براى آنكه امر جز به ارادت آمر نباشد.آنگه گفت بر سبيل انكار و تقريع: أَ تَقُولُونَ عَلَى اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ ،بر خداى چيزى مىگويى كه نمىدانى [٤]،و آيت دليل بطلان مذهب مجبّره مىكند از اين وجه كه گفتيم و دليل بطلان مذهب اصحاب معارف [٥]في قوله: أَ تَقُولُونَ عَلَى اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ ،و دليل بطلان مذهب قائلان تقليد [٦]آنجا كه گفت از ايشان بر سبيل انكار: قٰالُوا وَجَدْنٰا عَلَيْهٰا آبٰاءَنٰا . آنگه بيان كرد آنچه خداى تعالى فرمود،گفت بگو: قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ ،بگو خداى من عدل فرمود و جز عدل نفرمايد.عبد اللّه عبّاس گفت:مراد به«قسط»،«لاالهالاّاللّه»است.ضحّاك گفت:توحيد است،مجاهد و سدّى گفتند:مراد به«قسط»عدل است،مفسّران اطباق [٧]كردند بر آنكه امر خداى تعالى به عدل و توحيد تعلّق دارد،پس محال است كه عدل و توحيد فرمايد و جبر و تشبيه خواهد،براى آنكه حكيم آنچه فرمايد خواهد،و در كلام محذوفى هست و تقدير آن است [٨]:و قال لكم اقيموا وجوهكم عند كلّ مسجد،و گفت:شما را كه روى به قبله آريد به نزديك هر مسجدى،يعنى در هروقت هر نمازى.مجاهد و سدّى و ابن زيد گفتند:معنى
[١] .مج،وز،مل،لت:نكردمانى،آج،لب:نكردمى.
[٢] .مل:نكردمانى،آج،لب:نكردمى.
[٣] .مج،وز:ارتفاع.
[٤] .مج،وز،مل،آف،آن:مىگوييد كه نمىدانيد.
[٥] .مج،آج،لب+مىكند،وز،مل+مىكنند.
[٦] .مج،لت+مىكند،وز+مىكنند.
[٧] .اساس:در بالاى كلمه افزوده است«اتّفاق».
[٨] .مل+كه.