روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٧ - ترجمه
بفريبد چنان كه با پدرتان كرد آدم كه او را به وسوسه و اغواء و اضلال از بهشت بيرون آورد. يَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا ،اين فعل مضارع در جاى حال است،أى نازعا عنهما،بر كشيد از مادر و پدرتان كه آدم و حوّا بودند جامشان [١][١٤٣-پ]براى آن تا كشف سوئت و عورت ايشان كند،و اضافت اخراج و نزع [٢]لباس ايشان با شيطان براى آن كرد و اگرچه بر حقيقت از [٣]فعل خداست كه عند اغراء و اغواء او بود،چنان كه در سورت گفت: زٰادَتْهُمْ إِيمٰاناً [٤]، فَزٰادَتْهُمْ [٥]رِجْساً [٦]إِلَى رِجْسِهِمْ [٧]، أى ازدادوا عند نزول السّورة ايمانا و رجسا.
آنگه بيان آفت او كرد كه: إِنَّهُ يَرٰاكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاٰ تَرَوْنَهُمْ ،گفت:
ابليس و لشكر او و جنس و قبيل او شما را بينند ازآنجا كه شما ايشان را نبينى [٨]،ابن زيد گفت:قبيلش نسل او باشند [٩]مجاهد گفت:ابليس گفت ما را چند چيز دادند:نرى و لا نرى،ما بينيم [١٠]آدميان را و ايشان ما را نبينند [١١].و نخرج من تحت الثّرى،و از زير زمين برآييم،و يعود شيخنا فتى،و پير ما جوان شود پس ازآنكه پير شده باشد.
مالك دينار گفت:دشمنى كه او تو را بيند و تو او را نبينى عظيم المؤنة بود و [١٢]شديد المحنة،الّا من عصمه اللّه،الّا آن را كه خداى نگاه دارد.يحيى بن معاذ [١٣]گفت:شيطان قديم است و تو حديث،و شيطان محتال است و تو سليم
[١] .كذا در اساس:جامشان/جامهشان،مج،وز:جامهيشان،لت:جامهشان.
[٢] .اساس:نزاع،با توجه به مج،وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .مج،وز،مل:آن.
[٤] .سورۀ انفال(٨)آيۀ ٢.
[٥] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،ضبط قرآن مجيد.فزادتهم.
[٦] .اساس:احسانا،با توجه به نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.
[٧] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٢٥.
[٨] .مج،وز:نهبينيد/نبينيد.
[٩] .مج،مل،آج،لب:باشد.
[١٠] .مج،آج،لب:مىبينيم.
[١١] .مج:نه مىبينند/نمىبينند.
[١٢] .مج،وز:ندارد.
[١٣] .مج،وز،مل:يحيى معاذ.