روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٢ - ترجمه
اين حكايت باز كرد از ابليس تا بدانند كه ابليس با عظم ارتكاب معصيت و خطيئت آيس نبود از اجابت خداى تعالى تا بندگان آيس نشوند و طمع نبرند از رحمت او.
خلاف كردند در آنكه خداى تعالى دعاى ابليس بر وفق سؤال او اجابت كرد يا نكرد.سدّى گفت:نكرد،براى آنكه او زندگانى تا به روز بعث [١]خواست،و روز بعث روز نشر باشد نه روز مرگ،و لكن تا به وقتى مهلت داد او را كه خداى تعالى صلاح داند چنان كه گفت: إِلىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ [٢].
قولى دگر آن است كه:انظار و تأخير عقوبت خواست تا [٣]روز قيامت خداى تعالى اجابت فرمود و تأخير عقوبت او كرد تا قيامت و تعجيل نفرمود در باب عقاب او،و قول دوم بهتر است براى آنكه نشايد كه خداى تعالى اعلام كند مكلّفى جايزالخطا را كه او را انظار و امهال كرد مدّت دراز،براى آنكه اغراء باشد به قبيح و از حكيم نيكو نبود،و بر قول[اوّل] [٤]تأويل آن است كه:خداى تعالى به معلوم خود تعليق كرد اين را و او را وقتى معيّن نزد،و چون چنين باشد هيچوقت ايمن نباشد كه آنوقت معلوم است كه خداى تعالى زد اجل او را،پس او را در اين باب همچون ما باشد[كه اجل خود ندانيم و مغري نباشد به قبيح،و اگرچه غرض ابليس در انظار و امهال خواستن از خداى تعالى آن بود] [٥]تا اضلال و اغواى بندگان خداى كند،غرض خداى تعالى در امهال او آن بود تا تعريض كند او را منزلت ثواب و وقت توبه،و اعتذار بر او موسّع كند.امّا آنكه او اختيار توبه و ايمان نكند[از خداى نباشد از او باشد به سوء اختيار او،امّا علم خداى تعالى به آنكه او اختيار توبه و ايمان] [٦]نخواهد كردن مانع نباشد خداى را تعالى از اين فعل براى اين غرض،و حامل و باعث او نبود بر،آنچه علم تعلّق
[١] .مج:بعثت.
[٢] .سورۀ حجر(١٥)آيۀ ٣٨ و سورۀ ص(٣٨)آيۀ ٨.
[٣] .مج،وز،مل+به.
[٦] [٥] [٤] .اساس:ندارد،با توجه به مج،وز افزوده شد.