روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤١ - ترجمه
و جملۀ مخلوقات صفت ذم باشد،و در خداى تعالى صفت مدح،نحو قوله:
اَلْجَبّٰارُ الْمُتَكَبِّرُ ، [١]آنگه او را براند بر وجه استخفاف و گفت:برو كه تو از جملۀ ذليلان و خوارانى [٢]!و«الصّغار»المذلّة،و اصله من صغر الجرم،يقال:صغر الشّىء صغرا و صغر صغرا و صغارا إذا ذلّ،و من الأوّل صغير و من [٣]الثّاني صاغر،قال اللّه تعالى: حَتّٰى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ [٤]،و تصاغرت اليه نفسه اذا ذلّت.
عند اين حال ابليس [٥]آيس شد از رحمت خداى تعالى و عزم اصرار بر كفر كرد [٦]با آدم و آدمى دشمنى پيشه گرفت به انداخت [٧]آن در آمد تا آدمى [٨]چگونه چون خود كند،گفت:بار خدايا! أَنْظِرْنِي إِلىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ،مرا امهال كن و مهلت ده و تأخير كن و وقت مرگ من بازپس دار تا به روز قيامت.و إنظار، افعال باشد من النّظر الّذي هو الانتظار،يعنى مرا ما دام منتظر وقت مرگ و اجل خود كن كه ما دام تا منتظر بود مرگ به او نرسيده باشد كه چيزى [٩]ناآمده را توقّع و انتظار كنند،چون بيامد انتظار منقطع شود[١٣٧-پ].اين از باب احفرت [١٠]زيدا بئرا باشد،و وجوه و معانى نظر پيش از اين گفتهايم،وجهى ندارد اعادت كردن. إِلىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ،از ميان جمله اسماء جز ظروف كه اضافت كنند [١١]با جمله، اگر فعلى باشد و اگر اسمى،و جز ظروف را هيچ اسم را اضافت نكنند با جمله، تقول:جئتك اذ طلعت الشّمس،و يوم قدم فلان و اذا الخليفة عبد الملك [١٢]و ما اشبه ذلك،تا آن روز كه بعث كنند و برانگيزند ايشان را به قيامت،و خداى تعالى
[١] .سورۀ حشر(٥٩)آيۀ ٢٣.
[٢] .آج،لب:خورانى.
[٣] .اساس،بم،آف:مثل،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٢٩.
[٨] [٥] .مج،وز+چون.
[٦] .مل+و.
[٧] .آج،لب:تا انداخت.
[٩] .مج،وز،آج،لب:چيزى.
[١٠] .اساس:احضرت،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١١] .اساس:كنند،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١٢] .اساس:عند الملك،با توجه به مج،وز تصحيح شد.