روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٤ - ترجمه
و اذا وضعت أباك في ميزانهم
رجحوا عليك و شلت [١]في الميزان
فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوٰازِينُهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
،گفت:هركه ترازوى او به حسنات و طاعات گرانبار بود،يعنى هركه او را طاعت بسيار باشد،ايشان رستگاران و ظفريافتگان باشند به ثواب خداى.و«ثقل»عبارت باشد از اعتماد لازم سفلى،و«خفّت»عبارت باشد از اعتماد لازم علوى [٢].
و هركه را ترازوى حسنات و طاعات سبك باشد،يعنى طاعت اندك بود، ايشان آنان باشند كه خود را زيان كرده باشند به استحقاق عقاب ابد به آن كفر و جحود كه به آيات ما كرده باشند.و«موازين»جمع ميزان بود،و اصل[او] [٣]واو است«موزان»،قلب واو [٤]كردند با«يا»،براى سكونش و انكسار ما قبله،و كذلك الميعاد و الميقات.و در«خوان»و«صوان»قلب نكردند براى آنكه«واو» متحرّك بود.و«خسران»ذهاب رأس المال باشد و سر همۀ سرمايهها [٥]تن و جان باشد،چون مرد كافر شود به قيامت تن و جان زيان كند به عذاب دوزخ.
وَ لَقَدْ مَكَّنّٰاكُمْ فِي الْأَرْضِ ،حقتعالى در اين آيت منّت نهاد بر مكلّفان به تمكين،گفت:ما ممكّن بكرديم شما را در زمين از آمد و شد و انواع تصرّف.و تمكين،دادن چيزها [٦]باشد كه به آن،فعل توان كردن با ارتفاع موانع،براى آنكه فعل چنان كه محتاج است به قدرت،محتاج است با آلت و دلالت و اسباب و ارتفاع موانع.تمكين عبارت بود [٧]از حصول اين جمله،و«لام»در«أرض»،«لام»تعريف عهد است،يعنى اين زمين كه ما در اوييم و مىبينيم. وَ جَعَلْنٰا لَكُمْ [٨]فِيهٰا مَعٰايِشَ ،و شما را در او وجه
[١] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(١٢١/٥)و التّبيان(٣٥٢/٤):رجحوا و شال أبوك.
[٢] .چاپ شعرانى(١٢١/٥)+ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِينُهُ -الآية.
[٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٤] .مج،وز،لت:قلب او.
[٥] .آج،لب:سر همۀ مايها/...همۀ مايهها.
[٦] .مج،وز:چيزهايى.
[٧] .مج،وز،لت:باشد.
[٨] .اساس،آف،آن:لهم،با توجّه به مج،وز و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد.