تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٢ - منظرهء عاشورا از ديدگاه هاى مختلف
كشتارگاه سوزان كربلا به چشم طبقات زده شده است ، يك عينك دو جانبه نيز ديده مى شود كه اگر تيره وتارش نكنند ، عالىترين وهمه جانبه ترين ديد را به تماشاگرش نصيب كرده است .
اينان كسانى هستند كه عقل وانديشه مستند به مشاهدهء نمود آن حادثهء خونين را كه چشمگيرترين مبارزهء حق وباطل وانسانيت وضد انسانيت است ، مى اندازند وابديت اصول حياتى انسانى را از آن استنتاج مى كنند ودر شادمانى روحى بىنهايت غوطه ور مى شوند وهنگامى كه احساس پاك وناب وسازندهء خود را هم با آن تعقل وانديشه هماهنگ مى سازند .
ريزش قطرات خون وافتادن سرها ودست وپاها ودوخته شدن چشمان حق بين را با تيرها به دست كسانى كه كوچكترين دليل براى بزرگترين جنايتى كه مى كنند در دست ندارند ، مى بينند ، مى گريند وآه سوزان از سينه برمى اورند .
مگر اين جريان انسان وانسانيت كش را مى توان بدون تاثر عميق كه گريه وناله نشان كوچك ونارسايى از آن تاثر است ، ديد ويا شنيد - كه در جامعه بشرى حالتى مى تواند بروز كند كه گروهى بايستند وبا فرياد بلند داد بزنند كه ما چه كردهايم براى چه ما را مى كشيد ؟ وچرا در كشتن ما همهء اصول انسانى را زير پا مى گذاريد ؟ وآن جامعه نتواند براى جنايتى كه مرتكب مى شود ، دلايل مورد جنايت را رد كند وبراى كار خود دليلى اگر چه ظاهر فريبندهاى داشته باشد ، نتواند بيان كند آيا براى بر حذر داشتن انسانها از امكان بروز چنين حالت بينهايت شرم آور نبايد متاثر گشت ؟ اين تاثر وگريه يك حالت بازتابى منفى نبوده ، بلكه چنانكه در داستان مختصر محمد بن ابراهيم از نواده هاى امام حسن مجتبى عليه السلام مشاهده مى كنيم ، سازنده ونيرو بخش حيات انسانها است .
داستان از اين قرار است :