تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٤ - تفسير ابيات
بود ؟ نه هرگز ، زيرا -
موجب ايمان نباشد معجزات بوى جنسيت كند جذب صفات
آن همه معجزات كه پيامبران مى آوردند براى جلو گيرى از اخلالگرى دشمنان لجوج بوده است ، اما احساس تجانس وقرار گرفتن دل در جاذبهء پيشواى ربانى است ، نه با بستن اجبارى گردن مردم به وسيلهء معجزه . هلال با دريافت بوى پيامبر از خواب برجست وبا خويشتن گفت : شگفتا ، جايگاه سرگين واين گونه بوى جان پذير درست دقت كرد ودر حال نيم خيز از لاى پاهاى ستوران ، دامن پاك پيامبر بىنظير را ديد . از گوشهء آخور روى شكم وپاها به سوى پيامبر خزيد وروى به پاهاى پيامبر نهاد ، پيامبر هم رو بروى هلال نهاد وبر سر وچشم ورويش بوسه ها داد و -
گفت يارا ، تو چه پنهان گوهرى اى غريب عرش چونى ؟ خوشترى ؟
هلال عرض كرد : پيامبرا ، چگونه خواهد بود حال آن شوريده خواب كه برخيزد وببيند كه خورشيد جهان آرا به سراغش آمده ودر درونش فرو مى رود وچگونه خواهد بود حال تشنهاى كه از سوز عطش گل مى خورد ، ناگهان به بيند كه امواج انبوه آب او را روى سر نهاده ومى برد . به كجا ؟ به آنجا كه خاطر خواه اوست .