تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٥ - تفسير ابيات
بشتابيد وبياييد اى عشاق وفادار حقيقت ، كه اقبال جديدى بر ما روى آورده واز اين جهان كهنه ، توان بخش نو بما رسيده است .
اين جهان هستى كهنه نما چارهء هر بىچارهء جوينده را در بر دارد وصدها هزار حقايق شگفت انگيز را كه به مغز مردم سطح نگر وسطح جو راه ندارد در لابلاى خود نهفته است [١] مژده باد بر شما كه شاديها روى نمود ومشقت واندوه ها راه زوال وفنا را پيش گرفت . شگفتا ، آفتابى در محدودهء هلالى مى رود واز بلال تقاضا مى كند كه اذان بگو وما را راحت كن . تو اى بلال تا كنون نام خدا ( احد احد ) را از بيم دشمن زير لب مى گفتى ، اكنون برو بالاى مناره نغمه ات را طنين انداز كن . اذان تو اى بلال ، مژدهء اقبال را در گوش هر غمگين مى دهد ومى گويد : برخيز كه بخت ودولت ابدى به سراغت آمده است . تو اى محبوس در كندوى شيشهاى در اين زندان وزنجير وكثافت ، تا كنون به آرامى رشد كردى تا كسى نشنود - اما -
چون كنى خامش كنون اى يار من كز بن هر مو برآمد طبل زن
دشمنان رشك خود آن قدر كر وبىاحساس هستند كه زدن دهل را مى بينند وصدايش را نمى شنوند ومى گويند : اين كه مى گويند : اين دهل زدنها صدا دارد ، ما نمى شنويم نسيم عطرآگينى از روى رياحين با طراوت مى گذرد وروى آنان را مى نوازد ، آنان از بىاحساسى مى گويند : اين ضربه وآسيب كه بما مى خورد چيست ؟ حوران مبادى عالى هستى دست آنان را مى گيرد ومى كشد ، اين نابخردان نابينا متحيرانه مى گويند : اين كشيدن وشكنجه دادن چيست ؟ ما درد احساس مى كنيم . ما خفته وبه خواب خوش فرو رفتهايم .
چرا نمى گذاريد بخوابيم . ونمى فهمند كه آن چه را در خواب ورويا جستجو
[١] انقروى اين جهان را در بيت مورد تفسير ، آن جهان ثبت كرده است ، اگر چه با يك نظر مى توان معناى صحيحى به اين نسخه پيدا كرد ، ولى با نظر به مضمون ابيات مربوطه اين جهان مناسبتر است . .