تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥٩ - آيه
قابل اندازه گيرى با مقياسات مادى عينى ونه قابل تقسيم به آحاد عواملى كه آن را به وجود آورده است . . . در صورتى كه اعضاء ومواد عينى وحركات وروابطى كه در عالم ماده به وسيلهء اراده دگرگون مى شوند ودر مجراى تاثير وتاثر قرار مى گيرند ، محسوس وداراى وزن وساير كيفيات مادى مى باشند .
يكى از خواص جريان اشياء در عالم طبيعت بروز تدريجى آنها است كه مانند حلقه هاى زنجير يكى پس از ديگرى كشيده مى شوند ، تا دوران كودكى سپرى نشود ، دورانى جوانى فرا نمى رسد وتا دوران نطقهاى منقضى نگردد نوبت دوران كودكى سپرى نشود ، دورانى جوانى فرا نمى رسد وتا بعضى از عناصر راديو آكتيو مانند اورانيوم مقدار معينى از اشعه را از خود منتشر نكند ، به سرب اورانيوم نمى رسد .
آيا اين ضرورت تدريج ناشى از ذات مواد است به اين معنى كه خود مواد ذاتا مقتضى بروز تدريجى هستند ؟ آيا ضرورت تدريج معلول ارتباط دسته جمعى مواد با يكديگر مى باشد ؟ اين دو سؤال تا كنون به طور علمى محسوس به پاسخ قانع كنندهاى نرسيده است .
البته ما انسانها عادت كردهايم وخوشحال مى شويم كه اشياء ساده را رو به تركيبهاى پيچيده ببينيم ، مثلًا چنانكه نطفه را كه بالنسبه به انسان كامل الاعضاء ساده مى بينيم ، وآن را مبدء بسيط آدمى تلقى مى كنيم ، شايسته مى دانيم كه آغاز انسان باشد ورو به تكامل برود وتدريجا موجود متشكل از حقايق زيادتر وپيچيده تر گردد واين انسان را كمال وپايان نطفه تلقى كنيم .
وبه همين ترتيب نظريهء لامارك وداروين ومراحل سه گانهء اوگوست كنت را با آغوش باز استقبال مى كنيم .
آيا ما در اين جهان شناسى از بازيگرى دامنه دار وعميق بهره بردارى نمى كنيم ؟ اين آغاز وانجامها را كه به حكم جريان تدريجى طبيعت وموجودات آن ، مى سازيم ومعارف خود را به وسيلهء آنها ستون بندى وشماره گذارى مى كنيم واقعيت دارند ؟ و