تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - دليل يكم - سازش عقايد و احكام اسلام با فطرت پايدار بشرى
[ به معناى آخرين است ] .
از عبارات فوق كاملًا روشن مى شود كه مادهء خ ، ت ، م مفهوم آخر وپايان را در بر دارد ، به همين جهت است كه از مردم عرب كه خارج از دين اسلام هستند در جملهء ولكن رسول الله وخاتم النبيين حتى احتمال زينت وانگشتر وچيزهاى ديگر را ندادهاند ، زيرا آنان به لغت خويش آشناتر از ديگران هستند واحتمال فوق با اين كه از نظر اسناد خاتم به قوم ( پيامبران ) در خاتم النبيين به ذهن عربى دان خطور نمى كند ، زيرا چنانكه لغت دانان فوق تصريح كردهاند اگر خاتم به قوم وگروه نسبت داده شود به معناى آخر وپايان آن قوم وگروه است ، باز نمى تواند جز خاتميت پيامبر اسلام را اثبات كند ، زيرا انگشتر را هم كه خاتم مى گويند به جهت شباهت آن است با مهرى كه نامه وسند وفرمان واشياء ديگر را با آن ختم مى كنند واين استعمال چنانكه در بالا هم ملاحظه شد ، استعمال مجازى است . پس از اين مقدمه چند دليل را به طور اختصار در اثبات خاتميت پيامبر اسلام متذكر مى شويم دليل يكم - سازش عقايد واحكام اسلام با فطرت پايدار بشرى مقصود ما از فطرت پايدار بشرى همان طبيعت مادى وموجوديت روانى دست نخوردهء او است كه : مستمرا در اين كرهء خاكى به وجود مى آيد وچند صباح با رنگ آميزىهاى محيط واجتماع زندگى مى كند ومى رود .
در اين مبحث بىآنكه احتياجى به مشاجره هاى لفظى داشته باشيم وبدون غوطه ور شدن در اصطلاحات فنى روان شناسى وفلسفى مى گوييم : فطرت پايدار بشرى عبارتست از آن نيرو يا پديدهء حيات كه در اين دنيا به وجود مى آيد وبا به فعليت رسانيدن دو نيروى عقل ووجدان آمادهء پذيرش روح ملكوتى مى شود وشايستهء رهسپار شدن به لقاء الله ورضوان الله در ايام الله مى گردد .
قوانين وخواص واحكامى را كه مربوط به حيات ودو نيروى عقل ووجدان وسير به روح ملكوتى است ، قوانين وخواص واحكام فطرت مى ناميم .