تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٠ - تفسير ابيات
كل علم ليس فى القرطاس ضاع كل سر جاوز الاثنين شاع
هر علمى كه در كاغذ يادداشت نشود ، ضايع وهر رازى كه از دو نفر يا دو لب تجاوز كرد شايع وآشكار مى گردد ) .
آن گاه اعراب قضيهء مرا مانند يك مثل در گفت گوهايشان ثبت مى كنند ومن از اين رو پست وخوار مى گردم .
اگر براى ابو طالب لطف سابق الهى شامل بود : در مقابل جذب حق چنين بد دل وبد گمان نمى گشت .
خداوندا ، اى پناه دهندهء پناهندگان ، از دو راهه هاى اختيار پناه به تو مى بريم .
من ز دستان وز مكر دل چنان مات گشتم كه بماندم از فغان
من كيستم من چه شايستگى دارم زمين وآسمان با آن عظمت از قبول امانت اختيار به فرياد در آمدند -
كاى خداوند كريم وبردبار ده امانم زين دو شاخهء اختيار
انجذاب به يك راه مستقيم از تردد در سر دو راهه ها بهتر است ، اى خداى من ، درست است كه - « زين دوره گر چه همه مقصد تويى » ، « ليك خود جان كندن آمد اين دويى » آرى - « زين دوره گر چه بجز عزم تو نيست ، ليك هرگز رزم همچون بزم نيست » .
برو از قرآن بشنو كه در آيهء « اشفقن منها » چه مى گويد .
اين شك وترديد در دل مانند جنگى است كه از جهل به شايستگى يكى از دو راه وبرترى آن بر ديگرى به وجود مى آيد . ترس واميد به بهترى وبرترى يكى بر ديگرى در حال تردد با يكديگر تصادم وبرخورد مى كنند .
خداوندا .
زين تردّد عاقبتمان خير باد اى خدا مر جان ما را كن تو شاد