تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - پروردگارا ، از شدت نزديكى كه با من دارى تو را نمى بينم ، اين حجاب عامل اشتباه را شفاف كن
هر كه گويد جمله حق است احمقى است هر كه گويد جمله باطل او شقى است
لذا افكار مردم در مقابل به كار بردن مفاهيم ناشايست وتناقض گويىها حالت ميعان وانعطاف به خود مى گيرد وگمان مى كند كه به مركز حقيقى دايره بيش از يك نقطه هم مى توان ترسيم كرد .
((٦٦٦)) انت وجهى لا عجب ان لا اراه غاية القرب حجاب الاشتباه
((٦٦٧)) انت عقلى لا عجب ان لم ارك من وفور الالتباس المشتبك
((٦٦٨)) جئت اقرب انت من حبل الوريد لم اقل يا ، يا نداء للبعيد
پروردگارا ، از شدت نزديكى كه با من دارى تو را نمى بينم ، اين حجاب عامل اشتباه را شفاف كن شيخ محمود شبسترى مى گويد :
عدم آيينه عالم عكس وانسان چو چشم عكس در وى شخص پنهان تو چشم عكسى واو نور ديده به ديده ديده را ديده كه ديده ؟
گفتار شبسترى از جهت تشبيه بسيار عالى است ومطابق مضمونى است كه جلال الدين در ابيات مورد تحليل آورده است .
اين يك اصل صحيح است كه شىء كه آگاهى به آن مطلوب است ، با نظر به موقعيت انسان در افقهاى مختلفى قرار مى گيرد ، معمولا افقى كه بايستى شىء براى آگاهىهاى رسمى ما قرار بگيرد ، افق متوسط به معناى عمومى است . لذا چنانكه افقهاى دور مانع از آگاهى ومعرفت به شىء است ، هم چنين اگر افق شىء فوق العاده نزديك بوده باشد ، تحصيل معرفت در بارهء آن دشوار وبلكه امكان ناپذير مى گردد .
توضيح اين كه : وقتى كه شىء براى درك وشناسايى برنهاده مى شود ، لزوما