تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - دليل چهارم - تجسم اسلام در افرادى كه مى توانند نمونه انسانى تمام قرون و اعصار و مادامى كه انسانى وجود دارد ، بوده باشند
تكليفى از ماوراى طبيعت سود جو وگريزان از ضرر شخصى براى خود بپذيرد .
با ملاحظهء فهرست بسيار مختصرى كه به عنوان نمونه از محتويات عقايد واصول واحكام اسلامى گفتيم ، خاتميت پيامبر اسلام را جدى گرفته واز روى منطق وفطرت پاك پذيرفت .
دليل چهارم - تجسم اسلام در افرادى كه مى توانند نمونه انسانى تمام قرون واعصار ومادامى كه انسانى وجود دارد ، بوده باشند .
مطابق تواريخ ومأخذ قطعى انسانهايى در مكتب اسلام تربيت يافتهاند كه چنانكه در دوران ومحيط خود ، انسانهاى نمونهاى بودهاند ، هم چنين نمونه ى انسانيت تمام قرون واعصار آينده مى باشند .
على ابن ابى طالب عليه السلام ساخته شدهء مكتب اسلام است ، نتايج فلسفه واخلاق واقتصاد وسياست وحقوق وعبادات اسلامى در اين مرد مجسم شده وبه خوبى نمودار گشته است ، از ميان صدها هزار جملات تعظيم وتمجيدى كه از آن بزرگوار چه از زبان مسلمانان وچه از زبان غير مسلمانان ، خواه از مشرق زمينىها وخواه از مغرب زمينىها چه در گذشته وچه در معاصر ، گفته شده است ، تنها يك جمله را از شبلى شميل ماترياليست معروف در اين جا نقل مى كنيم : او مى گويد :
« الامام على بن ابى طالب عظيم العظماء نسخة مفرده لم ير لها الشرق ولا الغرب صورة طبق الاصل لا حديثا ولا قديما » [١] ( پيشوا على بن ابى طالب بزرگ بزرگان ، يگانه نسخه ايست كه نه شرق ونه غرب ، نه امروز ونه در گذشته نسخهاى مطابق آن اصل نديده است ) .
اگر روزى فرا رسد كه انسان ماهيت خود را چنان عوض كند كه :
دانش با جهل ، عدالت با ظلم ، عظمت با حقارت ، كار با ركود ، دروغ با راست ، انديشه وعقل با حماقت ، پيشرفت وتكامل با جمود وسقوط . . . مساوى باشد ، در آن روز وجود على بن ابى طالب عليه السلام بىهوده مى شود وبه خاتميت اسلام قلم بطلان
[١] صوت العدالة الانسانيه ، جرج جرداق ، ج ١ ص ٧ . .